این عکس زیبا است؟ فکر میکنید به خاطر چه چیز این عکس را اینجا قرار داده ام؟خود عکس....عکاس آن و یا....دوربینی که با آن عکاسی انجام شده است؟

عکاس این عکس فردی است به نام "میروسلاو تیچه"...نمی شناسیدش نه؟من هم نمی شناختم و حتی برایم هم مهم نبود بشناسمش اما پس از خواندن شرح حالش برایم آدم مهمی شد....
بر اساس آنچه در سایت او آمده ، میروسلاو تیچه متولد سال 1926 در کیوف موراویا است. او پس از اتمام تحصیلات آکادمیک خود در مدرسه ی هنر ی پراگ به زندگی ایزوله و منزوی روی آورد .در دهه ی 50 میلادی او در تنهایی مطلق به سر برده و به نقاشی روی آورده بود. زندگی ای دیوژن وار.از اواخر دهه ی 60 میلادی عکاسی را (عمدتا)با تصویر برداشتن از زنان برهنه و نیمه برهنه ی منطقه سکونتش آغاز کرد. البته با یک ویژگی منحصر به فرد. او بسیار فقیرانه و محقرانه زندگی می کرد بنابراین تهیه ی دوربین برای او تقریبا غیر ممکن بود. اما عشق به عکاسی کار خود را کرد. او با همه ی آت و آشغال(به تمام معنی آت و آشغال) های پیرامون خود یک دوربین عکاسی تهیه کرد....یک دوربین عکاسی واقعی ....تاریک خانه ای هم در منزل خود ساخت و...عکاسی را آغاز کرد....او نمونه های متوعی از دوربین و لنز نیز تهیه کرد....لنز های تله....لنز های واید ودیگر ابزار ها ی عکاسی.با کیفیتی نسبتا مناسب.

او تا کنون بیش از 15 نمایشگاه فردی و 14 نمایشگاه گروهی را در گوشه و کنار دنیا تجربه کرده است...در گالری های باشکوه و مطرح دنیا کار هایش را به نمایش در آورده .فیلم مستندی نیز از زندگی و فعالیت هایش تهیه کرده است....خلاصه که امروزه عکاس مشهوری شناخته می شود و البته هنوز هم با دوربین های خودش عکاسی می کند.
برای دیدن دیگر فعالیت های این عکاس به اینجا نگاهی بیاندازید.
روز سه شنبه ۱۳ شهریور در تقویم سالهای جدید ایران روز بزرگداشت ابوریحان بیرونی ثبت شده است. موزه زمان با همکاری موسسه توسعه مطالعات علمی به همین منظور در محل موزه زمان برنامه ای آموزشی و کارگاهی با محوریت ابوریحان بیرونی و نقش وی در نگرش علمی برگزار می کند.
ورود برای همه علاقمندان به دانش و تاریخ علم در ایران و نیز ستاره شناسی آماتوری به این برنامه آزاد و رایگان است. برای آنکه اطلاعات کاملی از این برنامه کسب کنید می توانید به این وبلاگ سر بزنید.
در ضمن سخنرانان این برنامه خودم(محمد رضا نوروزی) و پو ریا ناظمی است.
ای مردم ! او را برتر دانید. چرا که هیچ دانشی نیست مگر اینکه
خداوند آن را در جان من نوشته و من نیز آن را در جان پیشوای پرهیزکاران
،علی، ضبط كرده ام. او پيشوایي روشنگر است كه خداوند او را در سوره يس
ياد كرده كه:
"و دانش هر چيز را در امام روشنگر بر شمرده ايم..."
من عید غدیر را دوست دارم ...خیلی خیلی زیاد
عیدتان مبارک
و یک نکته دیگر:ممنون از اظهار لطف همه دوستان به من برای همدردی با من(ماجرای شکستن دستم)اما دو نکتهکیکی اینکه پیام متن نوشته شده برایم مهمتر است از شکستن دستم
دوم اینکه:من با پای شکسته کوه میرفتم و ....حالا اینکه فقط یک شکستگی دست است.دلیل ننوشتنم هم این نیست که نمیتوانم....دلیل اصلی اینه که تا ۳ شنبه باید دو تا مقاله ام را برای سمینارهای مهمی آماده کنم....همین.
یه نهاد مدنی نام ببرید:
مجلس؟مسجد؟
بازار؟
کتابخانه؟... شورای شهر؟
دانشگاه؟دادگستری؟و....و....و....و....
همه این ها از نهاد های مدنی ای هستند که جوامع خودشان را با شناسه های اختصاصیشان به حرکت وا می دارند....من خیلی معتقد به حرکت رو به جلو و یا عقب و خلاصه جهات دیگر نیستم....هر حرکتی از دید من رو به جلوست...(به جز حرکاتی که رو به جلو نیست....در جا هم نیست....حرکتی است در درون خود....فرو رفتن است در جایی که هستیم)...
اما اگر صفت "ترین" را شایسته باشد که برای یک نهاد مدنی انتخاب کنم...بی گمان این صفت را شایسته و بایسته ی "دانشگاه" و "مدرسه" می دانم . هیچ جایگزینی نیز برای این دو نهاد(که هم پایه هم هستند)نمی شناسم...مدنیت و شهر سالاری و دیوان سالاری و درست کاری را تنها و تنها از این دو نهاد می توان برآورد و رشد داد و بالنده کرد....
اینها را برای چه نوشتم؟برای آنکه یادم بماند بد نهادی نهاد های مدنی سیاسی را در ایران که این روز های سرد دی ماه سالروز افتتاح دار الفنون است که به امر وزیر باکفایت ("امیر کبیر") نهاده شد و تنها ۱۳ روز بعد او را در حمام فین کشتند....این یاد آوری دردناک است و پیش برنده....
یادمان باشد....بدنهادی این نهاد های کج رفتار و ماندگاری آن نهاد های خوش کردار....

و بالاخره پس از سپری کردن روز هایی پی در پی و جانکاه و درد آور برای بابک بیات عزیز و برای همه هنر دوستان...نغمه غمگین بابک بیات نیز شنیده شد. او مرد بزرگی از نسل آهنگسازان بود. شاید اگر نه همه ایرانیان ، بخش بزرگی از ایرانیان(داخل و خارج) او را می شناسند...نه به نام که با نوا های دلخوشش. ترانه هایی از داریوش و گوگوش وبه خصوص ستار...بسیار زمزمه شده و همه ، آنها را با نام خواننده نه با نام بابک بیات، آهنگساز،می شناسند. اما کار های بسیار بزرگی از او در سینمای ایران نیز میدرخشد. از زیبا ترین کارهای نخستین او "حسن کچل" است .)این فیلم کاری از زنده یاد علی حاتمی است که ۷ روز بعد از این ، دهمین سالگرد او هم میرسد...( بار دیگر ، بزرگی میرود و ما به نظاره ایم روزان و شب ها ...از پی هم....
رازقی پرپر شد
باغ در چله نشست
تو به خاک افتادی
کمر عشق شکست
ما نشستيم و تماشا کرديم
...
تشییع پیکر او...چهار شنبه صبح.....
و یک زندگی نامه مختصر:
ادامه مطلب