پژوهش چيست؟
يكي از بهترين تعاريفي كه از پوهش خوانده ام،تعريف اسميت است:
Research is “disciplined inquiry” which ….. must be conducted and reported so that its logical argument can be carefully examined. It does not depend on surface plausibility or the eloquence, Status, or authority of its author error is avoided; evidential test and verification are valued; the dispassionate search for truth is valued over ideoloy. Every piece of research or evaluation, whether naturalistic, experimental, survey, or historical must meet these standards to be considered discipline (P. 585).
در اين نوشتار پژوهش بررسي منظمي است كه...بايد به گونه اي پيش برده شود و گزارش شود كه بحث و شيوه ي منطقي آن بتواند با دقت مورد آزمايش دوباره قرار گيرد.ديگر شناسه هايي كه در اين توصيف مورد اشتاره قرار گرفته است عبارتند از:
1. صرفنظر از الگوي مورد نظر در پژوهش، براي نحوة انجام پژوهش بايد اصول راهنما وجود داشته باشد.
2. پژوهش بايد منتشر شود (به صورت مقاله در مجله يا سخنراني در اجلاس علمي) و ضمن آن توصيف دقيقي از متدلوژي مورد استفاده داده شود. بديهي است در غير اين صورت كسي نميتواند آن را بررسي و مشخص كند كه ديگران نيز ميتوانند به نتيجة مشابه دست يابند يا نه.
3. تعريف اسميت همچنين بر اين نكته تأكيد دارد كه اعتبار پژوهش بايد مستقل از موقعيت علمي پژوهشگر و يا زيبايي نوشتار باشد.
اهداف
هر پژوهش داراي دو هدف اساسي است:1- افزايش دانش در حوزه علمي مورد نظر 2- افزايش دانش فرد به عنوان مصرف كنندة حرفهاي پژوهش تا او(پژوهشگر)بتواند تحولات جديد آن حوزه علمي را ارزيابي و درك كند. (اوتن باخر، 1986). افزايش دانش در يك حوزه علمي ميتواند اهداف جزئيتري را در برگيرد؛مثلا:
1.ابداع روشهايي كه به ارزيابي پديدهها يا مفاهيم مهم بپردازد.
2.توصيف پديدههاي مرتبط و نيز ارتباطات بين آنها.
3.ايجاد شواهد لازم براي مؤثر بودن يك روش درماني
4.تقويت بنيادهاي نظري در آن حوزه ي علمي
پژوهش به عنوان يك فرآيند
نكتة كليدي آن است كه پژوهش يك «فرآيند» فعال و جهت دار است كه اين ويژگي آن را از جمعآوري منفعلانة اطلاعات متمايز ميسازد. در واقع منشأ پژوهش ، فرضيهاي مشخص است كه در طي روش پژوهش مدام در حال تكميل، تفسير و تجديد ميباشد.
چرا نيازمند فرضيه يا نظريه هستيم؟
پژوهش به عنوان يك فرآيند به جهت نياز دارد و هرگاه سخن از جهت به ميان ميآيد، در واقع مبدأ و مقصد بايد مشخص شود. بدون فرضيه يا نظريه، پژوهش صرفاً جمع آوري ساده اطلاعات است و بسيار بعيد است كه به نتيجهاي مشخص و مفيد منتهي گردد. پژوهش بايد بتواند به ادبيات حوزه علمي موردنظر (literature) محصولي بيفزايد، نه اينكه در جهتي نامشخص و بدون پشتوانه قبلي گام بردارد. نكتة ديگر اينكه بدون فرضيه، امكان جمعآوري اطلاعات در دو سمت منحني توزيع نرمال (extremities) زياد است.
همانگونه كه بحث خواهد شد، تحقيق تركيبي پويا از تحليل (analysis) و طراحي (design) است. پژوهشگران معمولاً نتيجة نهايي فعاليتهاي پژوهشي خود را در قالب مقاله يا نوشتههاي علمي ديگر ارائه ميدهند، در واقع به نظر ميرسد كه در فرآيند پژوهش، ابتدا پژوهش صورت مي گيرد و سپس مقالة پژوهشي كه منعكس كننده آن فعاليت پژوهشي است، نوشته مي شود. اما پژوهش و نگارش علمي يك فرآيند را تشكيل ميدهند و نبايد به عنوان اجزاي منفك از هم در نظر گرفته شوند. در واقع از همين جا به نقش مديريت در فرآيند پژوهش بايد توجه شود، زيرا كسي قادر به انجام پژوهش علمي است كه از ابتدا پيشبيني كند چگونه مقالهاي خواهد نوشت.
از طريق نگارش همراه با كار علمي ميتوانيم عملاً دوباره كاري را حذف كنيم. ، نگارش و پژوهش كاملاً به يكديگر وابستهاند زيرا:
• پژوهش يك روند مستندسازي است.
• نگارش از تفكر علمي منشأ نميگيرد، بلكه به آن شكل ميدهد و اصلاحش ميكند.
• نگارش بازنمايي قابل مشاهده فكر است.
• با شروع همزمان نگارش و پژوهش ما هر دو فرآيند را تقويت ميكنيم.
پژوهش يك روند مستندسازي است
ما معمولاً پژوهش ميكنيم و سپس آن را به نگارش در ميآوريم. در واقع، اين دو فعاليت را از يكديگر جدا ميسازيم. اما بهترين استراتژي تقدم نگارش بر پژوهش است. در اين روند، پژوهش با نگارش هدايت ميشود. در اين روند، هيچگاه صرفاً به نگارش نميپردازيم. درك اين موضوع مهم، زير بنايي مفهومي پديد ميآورد كه براي فهم پژوهش ضروري است.
نگارش از تفكر منشأ نميگيرد، بلكه به آن شكل ميدهد و اصلاحش ميكند.
نگارش روندي آشكار ساز است كه به ما كمك ميكند تا آنچه را كه دربارهاش فكر ميكنيم،كشف نماييم. نگارش با ايجاد يك چرخة باز خورد1 عملاً افكار جديد را تحريك ميسازد.
علاوه بر اين، به روي كاغذ آوردن كلمات يا تصاوير موجب ميشود كه ما به فهم تفكر خويش بپردازيم. نگارش همچنين ما را وا ميدارد كه بر الگوها و ارتباطات ميان مفاهيم تمركز كنيم. بدين ترتيب ما با تبديل افكار به كلمات يا تصاوير، مفاهيم مبهم را روشن ميسازيم و خلاءهاي موجود در منطق خويش را مشخص ميكنيم.
نگارش، بازنمايي قابل مشاهدة فكر است.
نوشتن وسيلهاي است كه از آن طريق ما با ديگران ارتباط برقرار ميكنيم. يعني با همسالان، رؤسا، خوانندگان مجلات و …. تدوين نامناسب يك نوشتار، ضعف فكري را منتقل ميكند. بر عكس نوشتاري كه به درستي تدوين شده باشد، ارزش پيام را در نگاه خواننده بالا ميبرد.
همراهي نگارش و پژوهش، هر دو فرآيند را تقويت كند. پژوهشگراني كه نگارش مقالة خود را از ابتداي كار شروع نميكنند، در پايان دچار اين ذهنيت آشفته ميگردند كه تا آن زمان، در حال انجام چه كاري بودهاند؟ در نتيجه مقالة آنان داراي پيام روشني نيست، نتيجهگيريها بر شواهد مبتني نبوده و در مجموع اجزاي مقاله دچار ناهماهنگي است. اهداف پژوهش نيز غير دقيق و استدلالها مبهم است كه اين امر مسئولان هر مجلهاي را با مشكلات بيشمار مواجه ميسازد. اما از طرف ديگر، محققاني كه نگارش و كار علمي خويش را همزمان آغاز ميكنند، يك چرخة بازخورد ايجاد مينمايند و باعث ميشوند همراه همكاران خويش طراحي مطالعه را بيازمايند، منطق آن را بررسي، نتايج را تأييد و انطباق با استانداردها را ارزيابي كنند. آنها همچنين ميتوانند نتايج مورد تأييد را تعميم دهند.
خواندن اینها هم به کار می آید.
http://vsmith.info/RIN2
http://soc.qc.cuny.edu/Staff/smith.html
خیلی وقت ها که در قید و بند برگزاری یک سمینار و کار گاه بوده ام به این فکر کرده ام که این نامها چه مفهومی را به دنبال خود یدک می کشند. بسیاری از همکارانم نیز این ماهیم را بر حسب عادت استفاده می کنند. این اواخر دانش جویانی هم داشته ام که به بر گزار کنندگان این برنامه ها و گرد هم آیی ها پیوسته اند. بنابراین به نظرم لازم است که کمی بیشتر در این باره اطلاعات داشته باشیم. بنابراین این متن را مناسب موضوع مورد ذکر یافتم. البته در متن اصلی نمونه های دیگری از تجمع ها و برنامه ها نیز ذکر شده است که من آنها را ترجمه نکردم. اگر دوست داشتید آن را هم بخوانید. به خواندنش می ارزد.
http://www.pacto-convex.com/glossary.htm
کنگره
کنگره تجمع یا گردهمایی(میتینگ) بسیار بزرگ است که در آن از چند صد نفر تا هزاران نفر به عنوان نمایندگانی از گروه های حرفه ای ، مذهبی ، سیاسی و...شرکت کنند.کنگره ها معمولا برای گفتگو و بحث در باره ی یک موضوع خاص تشکیل می شود.شرکت کنندگان الزاما از اعضا و یا اسپانسر ها تشکیل می شوند.هر کنگره در چند روز و با چند جلسه ی موازی در هر زمان برگزار میشود. ترتیب برگزاری آن سالانه یا چند سالانه ی منظم است..
کنفرانس
تجمعی مشارکت جویانه است که برای بحث ، مشاوره ، حل مشکل و یا حتی حقیقت یابی تشکیل میشود.مقیاس برگزاری کنفرانس نسبت به کنگره کوچکتر است اما اثر بخشی آن بیشتر است. معمولا کنفرانس ها با یک هدف مشخص و دوره ی زمانی کوتاه برگزار می شود. دلیلی ذاتی نیز برای برگزار پیاپی آن وجود ندارد.
سمینار
گرد هم آیی های مرتب و زنجیره وار که افراد متخصص با سطح و نوع تخصص های گوناگون که دارای علایق و دلنگرانی های مشترکی هستند در آن شرکت می کنند. معمولا سمینارها به منظور بالا بردن مهارت ها و تخصص های شرکت کنندگان تشکیل می شود..
میتینگ
میتینگ ها با افرادی بیش از 15 نفر که معمولا در یک محیط تجاری یا عمومی گرد هم آمده اند تشکیل می شود.
هدف اجرایی آن می تواند مانند یک سمینار یا حتی کنگره باشد اما مخاطبان آن عموم مردم هست و بیشتر برای ایجاد یک هدف مشترک تشکیل می شود.
کنوانسیون
تجمعی ملی یا بین المللی که بیشتر بازرگانی است را می گویند. در این نوع تجمع ارائه ی نمایشگاه های تجاری بیشترین موضوع بحث را تشکیل می دهد. گرد هم آیی هایی که برای فراهم کردن اطلاعات در زمان های خاص به شکل منطقه ای و یا بین المللی در تشکیلات رسمی و قانون گذاری ملل تشکیل می شود نیز کنوانسیون اطلاق می شود.
سمپوزیوم
جمع شدن تعدادی از خبره ترین افراد متخصص در یک موضوع واحد به منظور تبادل نظر و بحث در باره ی یک موضوع واحد را سمپوزیوم می گویند. معمولا این گرد هم آمدن افراد حرفه ای به ارائه راه کار ها و یا توصیه های حرفه ای منجر می شود..
کارگاه
نوعی سمینار است که به شیوه ی بحث آزاد ، تبادل ایده ها و نمایش روش های عملی مهارت ها و اصول مورد بحث اجرا می شود.گاهی کار گاه را به جلساتی که در آن بحث های عمیق و با شدت عمل بالایی در باره ی یک موضوع خاص شکل می گرد نیز اطلاق می کنند.
نمایش عمومی
برنامه هایی که معمولا برای سرگرمی ترتیب داده می شوند. معمولا زمان این برنامه ها شامگاهی و عصر گاهی است
تکنولوژی های جدید در راهند...خیلی سریع می آیند و جایگزین نمونه های قبلی می شوند...تقریبا در همه موارد هم پس از مدت کوتاهی بدون آنها نمی توانیم زندگی کنیم.حتی پس از گذشت یکی دو نسل ،زندگی بدون این تکنولوژی ها برایمان چیزی در حد افسانه می شود. مثلا نحوه ی آشپزی مادر بزرگهایمان برای ما که امروزه از فر و مایکرو فر و انواع غذا ساز ها و حتی اجاق های گاز معمولی استفاده می کنیم واقعا غیر قابل درک شده است.تقریبا مطمئن هستیم که به آن شیوه نمی توان آشپزی کرد. اما شنیده ایم که آنها آشپزی می کرده اند و بسیاری از خوراک هایی که ما امروزه می خوریم را آنها هم با کمی تغییر می پخته اند و می خورده اند...(الان به سالم تر بودن و نبودن آن کاری ندارم).
حالا پرسشهای اساسی که پس از این مقدمه ی نه چندان بلند دارم اینهاست که:
آیا واقعا تکنولوژی های جدید برای ما آرامش بیشتری آورده اند؟
آیا تکنولوژی های جدید الزامی برای زندگی امروز ما محسوب می شوند؟
آیا تکنولوژی های جدید را باید طرد کرد؟
آیا تکنولوژی های جدید ماحصل نوعی رویا پردازی بشری است؟
آیا در توسعه ی تکنولوژی های نوین مباحٍث اخلاقی جایگاهی باید داشته باشند یا نه؟
آیا تکنولوژی های نوین خود ویرانگر هستند یا خیر؟
آیا تکنولوژی های نو به نوعی راهی به سوی فرا(ابر)انسان شدن ما ابناء بشر باز خواهند کرد؟
آیا توسعه ی تکنولوژی های جدید ما را به سوی تسلط بر کیهان خواهد برد؟
در صورتی که این اتفاق رخ دهد آیا ما مجاز به انجام آن خواهیم بود؟
الان نمیدانم....اما بیایید با هم در این باره ها یا سوالات دیگری از این دست فکر کنیم....دوستانتان را هم در این بحث وارد کنید....شاید نتایج جالبی به دست آمد...منتظر هستم.

رابرت سیلور ،مدیر عامل و صاحب شرکت Runaway Technology خالق فوتوموزائیک های حیرت آور است.او این تکنولوژی زیبا و خلاقانه را در سن 26 سالگی،زمانی که دانشجوی MIT (در رشته انفورماتیک - رسانه)بود اختراع کرد و به سرعت در سال 1996 شرکتش را تاسیس کرد. او با این کار به سرعت خود را وارد دنیای حرفه ای طراحی و گرافیک کرد و قراردادهای کلانی با آی بی ام ،مستر کارد و دیزنی امضا کرد.او برای مجلاتی چون لایف ،نیوزویک و پلی بوی نیز طراحی جلد های معروفی کرده است.در ضمن او با این روش طراحی چهره های مشهوری چون ملک حسین(پادشاه اردن)ال گور و بیل گیتس را هم انجام داده است.
این تکنیک زیبا با استفاده از صدها عکس متنوع و پیکسل بندی ویژه اش،به باز سازی تصویر اصلی می پردازد.مثلا در نمونه زیر بخشی از تصویر که بزرگ شده را به دقت نگاه کنید:
و یک نمونه زیبا...آسمان پر ستاره اثر ونگوگ با استفاده از بیش از ۳۵۰۰ تصویر کوچک!!!

حالا...این فعالیت را مقایسه کنید با دانش آموختگان ما.که نوعا بی انگیزه،بی خلاقیت و در به در به دنبال کار میگردندودر بهتربن حالت چون مثلا در دانشگاه شریف درس خوانده اند اصلا به دنبال چنین فعالیت بی هوده ای !! نمی روند و همواره به دنبال فعالیت مثمر ثمر تر میگردند...آمین.
همیشه از برنامه های کارگاه مدرسه ای خوشم میومده...این رو از روزی که برای اولین بار یک کارگاه مدرسه ای انگلیسی را دیدم فهمیدم(این اتفاق مال زمانیه که من کلاس 3 دبستان بودم) و البته نوع دیگری از آن را در تمام سالهایی که درس خوانده ام داشته ام.دهه فجر و برنامه های فرهنگی و بعدها و بعد هم که توی مدرسه خودمون و پس از آن هم کارگاه علوم فرزانگان را دیده ام و ....
اما برم سر اصل مطلبم:
کارگاه امسال فرزانگان چند تا فرق اساسی با کارگاه بقیه سالها داشت:
1 برنامه شیکتر از سالهای دیگه بود(دقیقا منظورم شیکه).
2 بخش علوم انسانی و هنر زیادتر و شاید فعالتر از بسیاری سالهای دیگه بود.
3 بخش نجوم خیلی سبک تر و سست تر از بقیه سالها بود.
4 کارهای آرشیوی خیلی –خیلی زیادتر از سالهای دیگه بود.
5 تخم نوآوری در این کارگاه به کل خورده شده بود.
6 افراد توضیح دهنده خیلی بهتر از سالهای قبل حرف میزدند...خیلی محکم و راحت و با اعتماد.
7 برخی از کارها اصلا استاد راهنما نداشتند!!!(خودشون گفتند).
8 حجم برنامه ها ازنظر کمی ، کمتر شده بود.به عبارتی تعداد کمتری غرفه وجود داشت..
9 بسیاری از ارائه های کامپیوتری به زبان انگلیسی بود.
اما بهترین کارهای که دیدم:
اولیش :چکش هیدرولیک بود.یک کار واقعا عالی بود.
بعدش : نرم افزار خلاصه کردن متن های فارسی
و تمشک طلایی:
1 قربانی کردن انسان(...
2 حیات در مریخ....
3 ...
هر پدیده ای که در دنیا دیده شود ابتدا مورد توجه خاص دانشمندان قرار میگیرد. آنها با توجه و دقتی مثال زدنی دنیا ...
ادامه مطلب
پروفسور عبدالسلام, دانشمند پاکستاني و برنده ي جايزه ي نوبل فيزيک, ضمن سخنراني خود در دانشگاه استکهلم - سپتامبر 1975, نقل خاطره اي مي کند که بازگويي آن با توجه به فضاي حاکم و تحولات روز جهان جالب به نظر مي رسد.
دغدغه ي محوري سخنراني بررسي واقعيِ اين مطلب است که چه کنيم تا شکاف بين کشورهاي ثروتمند و فقير را کم کنيم...
به قول چشمه خواندن و باز خواندن "آرمانها و واقعیت ها" گزیده مقالات عبدالسلام را به همه توصیه کنید...
ادامه مطلب
این متن را میتوانید نوعی تبلیغ فرض کنید...پاسخ این سوال یکی از نوشته های مشروح است که یکی دو روز آینده اینجا میتوانید بخوانید....اما به هر حال به این سوال پاسخ بدهید...
ادامه مطلب
کشور های جهان را از دیدگاه دارا بودن یا نبودن عناصر وپایگاه های بنیادی علم و تکنولوژی به گروههای مختلفی میتوان تقسیم بندی کرد.
ادامه مطلب
این یکی از نقاشی هایم هست که دوستش دارم.تخیل بخش آغازین بسیاری از رخدادهای علمی است که در دنیا رخ می دهد. برای تغییر ذائقه بد نیست...
دیرآمدگی یکی از آفت های علمی در جوامع گوناگون( به خصوص جهان سومی هاست) این پدیده باعث هدر رفتن بخش عظیمی از نیروها و سرمایه مادی و معنوی جوامع میشود. در یک تعریف ساده ...
ادامه مطلب
از ابوالحسن خرقانی پرسیدند که:
ادامه مطلب
هرگاه در باره میراث فرهنگی صحبت می شود بلا فاصله و در بیشتر موارد ذهن ها به سوی ساختمان ها و آثار تاریخی و در نهایت تولیدات و صنایع دستی پر می کشند اما...
ادامه مطلب
خردادماه به همراه دوستانم ( شاهین و مسعود ) سفری خانوادگی به شمال ایران ...
ادامه مطلب