تبليغاتX
گلزار ادب
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
ما و دیگران
دو روز بود کبا شاهین و مارتین در تهران میچرخیدیم...به دو دلیل:یکی این که حوصله مان سر رفته بود.دو این که مارتین کمی تهرانگردی کند و تهران را ببینید. در این بین برایم جالب بود که دیدگاه های مارتین را در بارهی شهرم بدانم و ان بخشی از آنها است:

۱- کوچکی بیش از حد مغازه ها در بیشتر پاساژها و مراکز خرید برایش عجیب بود.

۲-اینکه چرا در تهران این همه مغازه هست.به عبارتی از این که بر هر خیابان مغازه وجود داشت شوکه بود.

۳-لباس های زنانه(که در مغازه ها بود)برایش جالب بود.به خصوص تنوع رنگ آمیزی و طرح و مدل های آن.

۴-از نبود لباس های مردانه ی متنوع و البته از آن مهمتر ،ایرانی(منظورم مارک های ایرانی نیست بلکه مدل ها و طرح های ایرانی برای مردان) متعجب بود.

۵-اختلاف ظاهر ایرانیان در خانه و در خیابان خیلی برایش تعجب آور بود(مارتن هر دوشب در مراسم میهمانی عقد و عروسی بود)

۶-از اینکه نمی توانست به سادگی از ایرانیان در خیابان(مونث و مذکر...فرقی نداشت) عکس بگیرد متعجب بود.

۷-از این حس فراگیر مالکیت خصوصی بر هر چیز تعجب کرد.به خصوص وقتی روز دوم درموزه ی سعد آباد(موزه ی آثار ملل) متوچه شد آن همه آثار گرانبها جزء کلکسیون شخصی فرح پهلوی بوده است...

...

دیدگاه های جالبی است....فقط برای دانستن نوشتمشان

 

|+| نوشته شده توسط محمد رضا نوروزی در 87/04/28 و ساعت  | 
آیا واقعا خواستن, توانستن است؟

این عکس زیبا است؟ فکر میکنید به خاطر چه چیز این عکس را اینجا قرار داده ام؟خود عکس....عکاس آن و یا....دوربینی که با آن عکاسی انجام شده است؟

 

                                             

 

 

عکاس این عکس فردی است به نام "میروسلاو تیچه"...نمی شناسیدش نه؟من هم نمی شناختم و حتی برایم هم مهم نبود بشناسمش اما پس از خواندن شرح حالش برایم آدم مهمی شد....

بر اساس آنچه در سایت او آمده ، میروسلاو تیچه متولد سال 1926 در کیوف موراویا است. او پس از اتمام تحصیلات آکادمیک خود در مدرسه ی هنر ی پراگ  به زندگی ایزوله و منزوی روی آورد .در دهه ی 50 میلادی او در تنهایی مطلق  به سر برده و به نقاشی روی آورده بود. زندگی ای دیوژن وار.از اواخر دهه ی 60 میلادی عکاسی را (عمدتا)با تصویر برداشتن از زنان برهنه و نیمه برهنه ی منطقه سکونتش آغاز کرد. البته با یک ویژگی منحصر به فرد. او بسیار فقیرانه و محقرانه زندگی می کرد بنابراین تهیه ی دوربین برای او تقریبا غیر ممکن بود. اما عشق به عکاسی کار خود را کرد. او با همه ی آت و آشغال(به تمام معنی آت و آشغال) های پیرامون خود یک دوربین عکاسی تهیه کرد....یک دوربین عکاسی واقعی ....تاریک خانه ای هم در منزل خود ساخت و...عکاسی را آغاز کرد....او نمونه های متوعی از دوربین و لنز نیز تهیه کرد....لنز های تله....لنز های واید ودیگر ابزار ها ی عکاسی.با کیفیتی نسبتا مناسب.

 

 

         

 

 

او تا کنون بیش از 15  نمایشگاه فردی و 14 نمایشگاه گروهی را در گوشه و کنار دنیا تجربه کرده است...در گالری های باشکوه و مطرح دنیا کار هایش را به نمایش در آورده .فیلم مستندی نیز از زندگی و فعالیت هایش تهیه کرده است....خلاصه که امروزه عکاس مشهوری شناخته می شود و البته هنوز هم با دوربین های خودش عکاسی می کند.

برای دیدن دیگر فعالیت های این عکاس به اینجا نگاهی بیاندازید.

|+| نوشته شده توسط محمد رضا نوروزی در 87/04/17 و ساعت  | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar