روی هر عنصر که کلیلک کنید اطلاعات آن عنصر در ویکی پدیا نیز برایتان در یک پنجره ی جدید باز می شود(به بسیاری از زبانها از جمله زبان فارسی)متاسفانه در ویکی پدیای فارسی اطلاعات چندانی در باره ی عناصر وجود ندارد. کاش بچه های علاقمند به تدریج آن را کامل می کردند). در ضمن فایل pdf و Png اين جدول تناوبي نيز از همان جا قابل دانلود كردن است. خلاصه اين كه مي تونيد ازش لذت ببريد.
جدول تناوبی اینتر اکتیو
جملات مترادف
آقای نوذر رود نیل کارشناس داوری فوتبال مهمان برنامه بود. او یکی از مدسین داوری کنفدراسیون فوتبال آسیا است:
او در این برنامه در مورد سطح داوری در ایران صحبت میکرد.دو جملهی زیر جملات ایشان است که اتفاقا در برنامه پشت سر هم نیز گفته شد:
۱)سطح داوری فوتبال ما خیلی بالاست. حتی از سطح داوری در آسیا و تقریبا همسطح داوری در دنیا
۲)البته باید قبول کرد که اشتباهاتی هم در داوری ما وجود دارد که به خصوص در این سال تعداد و نوع اشتباهات از سطح معمول و استاندارد دنیا خیلی بالاتر است.
به نظر شما این دو جمله در یک راستا و سطح هستند؟
پژوهش چیست؟
يكي از بهترين تعاريفي كه از پوهش خوانده ام،تعريف اسميت است:
Research is “disciplined inquiry” which ….. must be conducted and reported so that its logical argument can be carefully examined. It does not depend on surface plausibility or the eloquence, Status, or authority of its author error is avoided; evidential test and verification are valued; the dispassionate search for truth is valued over ideoloy. Every piece of research or evaluation, whether naturalistic, experimental, survey, or historical must meet these standards to be considered discipline (P. 585).
در اين نوشتار پژوهش بررسي منظمي است كه...بايد به گونه اي پيش برده شود و گزارش شود كه بحث و شيوه ي منطقي آن بتواند با دقت مورد آزمايش دوباره قرار گيرد.ديگر شناسه هايي كه در اين توصيف مورد اشتاره قرار گرفته است عبارتند از:
1. صرفنظر از الگوي مورد نظر در پژوهش، براي نحوة انجام پژوهش بايد اصول راهنما وجود داشته باشد.
2. پژوهش بايد منتشر شود (به صورت مقاله در مجله يا سخنراني در اجلاس علمي) و ضمن آن توصيف دقيقي از متدلوژي مورد استفاده داده شود. بديهي است در غير اين صورت كسي نميتواند آن را بررسي و مشخص كند كه ديگران نيز ميتوانند به نتيجة مشابه دست يابند يا نه.
3. تعريف اسميت همچنين بر اين نكته تأكيد دارد كه اعتبار پژوهش بايد مستقل از موقعيت علمي پژوهشگر و يا زيبايي نوشتار باشد.
اهداف
هر پژوهش داراي دو هدف اساسي است:1- افزايش دانش در حوزه علمي مورد نظر 2- افزايش دانش فرد به عنوان مصرف كنندة حرفهاي پژوهش تا او(پژوهشگر)بتواند تحولات جديد آن حوزه علمي را ارزيابي و درك كند. (اوتن باخر، 1986). افزايش دانش در يك حوزه علمي ميتواند اهداف جزئيتري را در برگيرد؛مثلا:
1.ابداع روشهايي كه به ارزيابي پديدهها يا مفاهيم مهم بپردازد.
2.توصيف پديدههاي مرتبط و نيز ارتباطات بين آنها.
3.ايجاد شواهد لازم براي مؤثر بودن يك روش درماني
4.تقويت بنيادهاي نظري در آن حوزه ي علمي
پژوهش به عنوان يك فرآيند
نكتة كليدي آن است كه پژوهش يك «فرآيند» فعال و جهت دار است كه اين ويژگي آن را از جمعآوري منفعلانة اطلاعات متمايز ميسازد. در واقع منشأ پژوهش ، فرضيهاي مشخص است كه در طي روش پژوهش مدام در حال تكميل، تفسير و تجديد ميباشد.
چرا نيازمند فرضيه يا نظريه هستيم؟
پژوهش به عنوان يك فرآيند به جهت نياز دارد و هرگاه سخن از جهت به ميان ميآيد، در واقع مبدأ و مقصد بايد مشخص شود. بدون فرضيه يا نظريه، پژوهش صرفاً جمع آوري ساده اطلاعات است و بسيار بعيد است كه به نتيجهاي مشخص و مفيد منتهي گردد. پژوهش بايد بتواند به ادبيات حوزه علمي موردنظر (literature) محصولي بيفزايد، نه اينكه در جهتي نامشخص و بدون پشتوانه قبلي گام بردارد. نكتة ديگر اينكه بدون فرضيه، امكان جمعآوري اطلاعات در دو سمت منحني توزيع نرمال (extremities) زياد است.
همانگونه كه بحث خواهد شد، تحقيق تركيبي پويا از تحليل (analysis) و طراحي (design) است. پژوهشگران معمولاً نتيجة نهايي فعاليتهاي پژوهشي خود را در قالب مقاله يا نوشتههاي علمي ديگر ارائه ميدهند، در واقع به نظر ميرسد كه در فرآيند پژوهش، ابتدا پژوهش صورت مي گيرد و سپس مقالة پژوهشي كه منعكس كننده آن فعاليت پژوهشي است، نوشته مي شود. اما پژوهش و نگارش علمي يك فرآيند را تشكيل ميدهند و نبايد به عنوان اجزاي منفك از هم در نظر گرفته شوند. در واقع از همين جا به نقش مديريت در فرآيند پژوهش بايد توجه شود، زيرا كسي قادر به انجام پژوهش علمي است كه از ابتدا پيشبيني كند چگونه مقالهاي خواهد نوشت.
از طريق نگارش همراه با كار علمي ميتوانيم عملاً دوباره كاري را حذف كنيم. ، نگارش و پژوهش كاملاً به يكديگر وابستهاند زيرا:
• پژوهش يك روند مستندسازي است.
• نگارش از تفكر علمي منشأ نميگيرد، بلكه به آن شكل ميدهد و اصلاحش ميكند.
• نگارش بازنمايي قابل مشاهده فكر است.
• با شروع همزمان نگارش و پژوهش ما هر دو فرآيند را تقويت ميكنيم.
پژوهش يك روند مستندسازي است
ما معمولاً پژوهش ميكنيم و سپس آن را به نگارش در ميآوريم. در واقع، اين دو فعاليت را از يكديگر جدا ميسازيم. اما بهترين استراتژي تقدم نگارش بر پژوهش است. در اين روند، پژوهش با نگارش هدايت ميشود. در اين روند، هيچگاه صرفاً به نگارش نميپردازيم. درك اين موضوع مهم، زير بنايي مفهومي پديد ميآورد كه براي فهم پژوهش ضروري است.
نگارش از تفكر منشأ نميگيرد، بلكه به آن شكل ميدهد و اصلاحش ميكند.
نگارش روندي آشكار ساز است كه به ما كمك ميكند تا آنچه را كه دربارهاش فكر ميكنيم،كشف نماييم. نگارش با ايجاد يك چرخة باز خورد1 عملاً افكار جديد را تحريك ميسازد.
علاوه بر اين، به روي كاغذ آوردن كلمات يا تصاوير موجب ميشود كه ما به فهم تفكر خويش بپردازيم. نگارش همچنين ما را وا ميدارد كه بر الگوها و ارتباطات ميان مفاهيم تمركز كنيم. بدين ترتيب ما با تبديل افكار به كلمات يا تصاوير، مفاهيم مبهم را روشن ميسازيم و خلاءهاي موجود در منطق خويش را مشخص ميكنيم.
نگارش، بازنمايي قابل مشاهدة فكر است.
نوشتن وسيلهاي است كه از آن طريق ما با ديگران ارتباط برقرار ميكنيم. يعني با همسالان، رؤسا، خوانندگان مجلات و …. تدوين نامناسب يك نوشتار، ضعف فكري را منتقل ميكند. بر عكس نوشتاري كه به درستي تدوين شده باشد، ارزش پيام را در نگاه خواننده بالا ميبرد.
همراهي نگارش و پژوهش، هر دو فرآيند را تقويت كند. پژوهشگراني كه نگارش مقالة خود را از ابتداي كار شروع نميكنند، در پايان دچار اين ذهنيت آشفته ميگردند كه تا آن زمان، در حال انجام چه كاري بودهاند؟ در نتيجه مقالة آنان داراي پيام روشني نيست، نتيجهگيريها بر شواهد مبتني نبوده و در مجموع اجزاي مقاله دچار ناهماهنگي است. اهداف پژوهش نيز غير دقيق و استدلالها مبهم است كه اين امر مسئولان هر مجلهاي را با مشكلات بيشمار مواجه ميسازد. اما از طرف ديگر، محققاني كه نگارش و كار علمي خويش را همزمان آغاز ميكنند، يك چرخة بازخورد ايجاد مينمايند و باعث ميشوند همراه همكاران خويش طراحي مطالعه را بيازمايند، منطق آن را بررسي، نتايج را تأييد و انطباق با استانداردها را ارزيابي كنند. آنها همچنين ميتوانند نتايج مورد تأييد را تعميم دهند.
خواندن اینها هم به کار می آید.
http://soc.qc.cuny.edu/Staff/smith.html