تبليغاتX
گلزار ادب
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
جشنواره ی ساعت آفتابی پارسال از سوی شاخه آماتوری انجمن نجوم ایران برگزار شد. این برنامه قرار است هر سال ۳۱ خرداد و در زمان نزدیک به انقلاب تابستانی برگزار شود.

امسال موزه ی زمان با همکاری موسسه توسعه ی مطالعات علمی و رصد خانهی زعفرانیه مراسمی برای بزرگداشت این روز در محل تماشاگه برگزار میکند. بنابراین اگر دوست دارید از ساعت های آفتابی مطلع گردید و یا ساعت های آفتابی جدید را ببینید که در این موزه افتتاح خواهد شد و یا آنکه بخواهید عضو باشگاه ساعت های آفتابی شوید....پنج شنبه ۳۱ خرداد از ساعت ۱۰ صبح در محل موزه ی زمان واقع در خیابان ولی عصر-خیابان زعفرانیه- موزه ی زمان ُمنتظر دیدنتان هستیم.

پی نوشت جدید(به تاریخ ۲۴ خرداد):

برنامه ی ما روز پنج شنبه ۳۱ خرداد در محل موزه ی زمان از ساعت ۱۰ تا ۱۳ است...لطفا ما را با جاها و برنامه های دیگر اصلا اشتباه نگیرید...

 

|+| نوشته شده توسط محمد رضا نوروزی در 86/03/20 و ساعت  | 
متن تبلیغی
۱)بالاخره برنامه ریزی برای کلاسهای تابستانی رصد خانه تمام شد.امسال یک موضوع مهم در برنامه های رصدخانه وجود دارد و آن هم اینکه پس از نزدیک به 10 سال از مسئولبیت من در رصد خانه به عنوان برنامه ریز،امسال به جز دو معلم ،مابقی  معلمان از اعضای قدیمتر رصدخانه اند.این خوشحال کننده است...
2) کلاسهای موسسه نیز برای تابستان طراحی شده است.یکی کلاسهای آمادگی برای المپیاد نجوم که کادر قوی ای دارد اما از آن مهمتر: کلاس آموزش نجوم برای دانشجویان(وکلا افراادی که به دلیل سنشان نمیتوانند رصد خانه ثبت نام کنند).این دومی را به همه ی آنهایی که نجوم دوست دارند توصیه میکنم...خودم هم از معلمانش هستم.شماره تماس ۷۷۶۱۶۶۱۲ و ۷۷۶۱۵۲۱۰.
به دوستانتان هم خبر دهید.
|+| نوشته شده توسط محمد رضا نوروزی در 86/03/20 و ساعت  | 
دراکونکولیازیز...
"دراکونکوليازيز" همان بيماري معروف "پيوک" يا "بيماري کرم گينه"(GWD) است.شايد شما اين بيماري را نشناسيد.حق هم داريد . به اين دليل که سالهاست در ايران از اين بيماري خبري نيست.اما اگر از پدر-مادر بزرگانتان(يا حتی پدر و مادرتان به این شرط که  جنوبي باشید)بپرسيد حتما پيوک را ميشناسند. اين بيماري حتي افتخار آن را داشته که در گلستان سعدي نيز به آن اشاره شود. اما امروزه اين بيماري در آفريقا همچنان وجود دارد. و هنوز هم قرباني ميگيرد هر چند که ديگر به اواخر عمرش رسيده است. به عبارتي اين بيماري پس از آبله احتمالا دومين بيماري انساني خواهد بود که ريشه کن خواهد شد.

عامل مولد اين بيماري کرمي با نام دراکونکولوس است. کرم ماده از طريق پوست  بدن انسان ميزبان و پس از يکي دو سال آلودگي ظاهر شده و بيرون ميزند.گاهي اين انسان بيمار و ناقل خود مولد و وارد کننده ي کرم ها به منابع آب آشاميدني ميشود و در اين حالت کرمها در آب به توليد لارو هاي خود ميپردازداين لارو ها  در طي 10 تا 14 روز آماده بيمار کردن ميشوند(به فاز بيماري زا وارد ميشوند)در اين حالت آشاميدن آب آلوده نيز ميتواند انسان را بيمار کند.لارو ها خود را ازکيسهي حمايتي(کوپکود)آزاد ميکنند. اين اتفاق به واسطه ي اثر اسيد معده روي کوپکود ها رخ ميدهد.لارو ها راه خود را به روده ي کوچک يافته و و از آن طريق به امعا و احشا وارد ميشود.لارو ها در طي 10 الي 14 ماه ، کرمهاي ماده توسط کرم هاي نر بارور شده و پس از آن کرمهاي نر که بسيار هم کوچک هستند(2/1 تا9/2 سانتي متر) ميمرند.جالب است که بدانيد اين کرمهاي نر توسط کرم هاي ماده ي بزرگتر خورده ميشوند.ماده ها به رشد کامل خود ميرسند و بين 60 تا 100 سانتي متر درازا خواهند داشت.از اين به بعد کرمهاي متده که اکنون لاروهاي زيادي دارند به مناطقي از بدن مهاجرت ميکنند! که بايد از آنجا ها سربزنند. در 90 درصد موارد اين ناحيه يکي از بخشهاي تحتاني بدن ، مثلا ران يا ساق پااست.

کرمها براي خارج شدن زير پوست تاول ريزي درست ميکنند که گسترش يابنده نيز است. اين تاولهاي ملتهب بسيار دردناک  و حساس هستند . در طي 24 تا 47 ساعت پس از بروز اين تاولها شکافته شده(سرباز ميکند)و يک انتهاي کرم از آن بيرون ميزند.در بيشتر موارد در اين حالت بيمار براي کاهش درد و سوزش اين تاولها پا يا هر عارضه ي  ديگر را به آب ميزند که اين خود به شيوع بيشتر "دراکونکوليازيز" مي انجامد. کرمهاي ماده به مجرد آنکه به آب برسند لارو هاي بيشتري را رها ميکنند و به تکثير خود ميپردازند....و اين چرخه با قوت بيشتري تکرار ميشود...شايد باورتان نشود اما بهترين درمان براي اين بيماري بيرون کشيدن آرام کرم است. به عبارتي بايد بدون آنکه کرم پاره شود آن را از بدن بيرون کشيد. و اين کار حدود 2 تا سه هفته زمان خواهد برد....در بسياري از موارد استفاده از مترونيدازول نيز ميتواند کاربرد داشته باشد. در مواردي نادر درمان اين بيماري را با يک عمل جراحي به نتيجه ميرسانند.

                                  

در سال 1986 ميلادي حدود 5/3 ميليون نفر مبتلا به اين بيماري وجود داشته که امروزه و بر طبق آخرين آمار ها به 8000 نفر رسيده است.سازمان بهداشت جهاني در يک اقدام جهاني سعي کرده اين بيماري را به صفر رسانده و ريشه کن کند.در آسيا اين بيماري از سال 2004 به اين سو گزارش نشده است.اکنون تنها در 12 کشور گزارشي از اين بيماري وجود دارد و اميد آن ميرود تا در    سال آينده اين آمار به صفر برسد. اين خبر بسيار مهمي است که اين روزها بين همکاران من در دنيا زمزمه ميشود...من هم هيجان زده شدم در موردش نوشتم...فکر کنم اولين نوشته ي وبلاگ من در باره ي رشته ام و يا درست تر بگويم نزديک به رشته ي دانشگاهي من است....شايد از اين پس بيشتر نوشتم.....

|+| نوشته شده توسط محمد رضا نوروزی در 86/03/15 و ساعت  | 
شبهای زاینده رود

اينبار هم ميرم اصفهان . قراره که براي مربيان کانون يک برنامه آموزشي نجومي 22 ساعته داشته باشم. برام لذت بخشه...خاطره ي سالهاي دور و زماني که خيلي جوان بودم را زنده ميکنه. از اون زمان چند نفري هستند که الان از بهترين هاي نجومي مناطق خود هستند و نجوم را در منطقه ي خود حسابي تحت تاثير قرار دادند. خدا را جچه ديدي...شايد اين بار هم ( که تجربه بيشتري دارم)نتيجه خوبي گرفتم...آمين...
اصفهان زيباست...اردي بهشت و اوايل خرداد زيباتر ....بهشتي تر....باد و نسيم شبانه کنار زنده رود  پرآب واقعا زيباست....هوا و زمين و رود عاشقانه ترين آواها را کوک کرده اند و من مسافري براي آن هستم...باشد که لذتي را به زيبايي هاي زمين اضافه کنم...آمين.
اصفهان(استان) احمدي نژاد را در خود دارد و شهر مملو از تصاوير بزرگ اوست که با هزينه اي گزاف تهيه شده. بيش از 50 بيلبورد بزرگ از او در شهر وجود دارد و بسيار بيشتر پارچه نوشته هايي در خير مقدم گفتن به او. سفر هاي استاني مخارج زيادي ندارد...(چه شعار بي مغزي)
اصفهان شلوغ شده...خيلي زياد و ميشنوم که زمين ها و خانه ها در آن سرسام آور گران شده اند....کاش اصفهان ، اصفهان ميماند و باقي ميماند همه ي آن چيز هايي که زيبا بودند و زيبا خواهند بود. هنوز معماري را در اصفهان زيباتر از معماري تهران(مدرن) ميابم. اما متاسفانه نشانه هاي زوال آن ديده ميشود.باز هم خانه هايي مکعبي، ساده و بي قوارهو در حال رشد عمودي....نگران کننده است
پايين رود هنوز تعداد زيادي خانه ي يک يا دو طبقه وجود دارد. و بالاي رود خانه ها بلند تر ميشوند. آنسوي رود رونق بيشتري گرفته و بالا شهر شده....و اين سوي آب خالي ميشود."گريز از قديم" ايجا هم رواج يافته....
خيابان شيخ بهايي بسيار پر دار و درخت استو حسابي به پربرگي وليعصر خودمان (حوالي محموديه)تنه ميزند. اما حال و هوايش خيلي زيباتر و روح نواز تر است....
و روي پل فردوسي تابلويي شهري ميبينم .به فارسي نوشته ميدان امام خميني و به انگليسي نوشته Naghshejahan sq. کدام درست است و کدام غلط؟من که نميدانم....
و کلاس ها آغاز ميشود. 35 نفر که به جز يکي دو نفر مابقي لذتي کم و بيش از اين کلاس ميبرند. آنها از همه جاي استان هستند و چه لذتي دارد اين کلاس....از خوانسار و کاشان و داران و....
محل کلاس ها کانون شماره 9 است در تخت فولاد....قبرستاني پر از هيبت از خفتگاني بزرگ مرتبه که در سينه خود جاي داده...اينجا براي من که ديدني بود....
و باز هم کلاس و کلاس و کلاس...و چه لذتي بردم بعد از اين همه سال از درس دادن....ميدانم که نتايجي خوب خواهد داشت....
ميانه ي کلاس هايم به رضا سر ميزنم(منجمي ) و آقاي مهراني و کريمي و باهاشان مصاحبه اي ميکنم...خوب بود و البته با رحيمي نتونستم ديداري بکنم....نشد....
اصفهان زيباست  يک شب رفتم شاهين شهر و بعد هم گز...شهري تازه و کهنه ويک دنياي عجيب...مردي با نام فروتن...متاسفانه نديدمش...او راننده ي بياباني است و روي خودرويي سنگين کار ميکند...اما با عشقي عجيب جمع کرده آنچه را که از گذشته ي پر هيبت "گز" ميتوانسته جمع کند و حاصلش موزه اي مردم شناسي است که در آن علاقه و عشق موج ميزند. به زودي در باره ي آن خواهم نوشت...موزه اي است بس زيبا و عجيب و باز هم معماري ايراني و هوشمندي و هنر و تمدن کهنه ي ايرانيان که افسوس...ديگر نيست...نيست که نيست...بايد به گز بروم...و اين بار فروتن عزيز را هم خواهم ديد ...
و باز هم حکايت همان حکايت هميشگي رصد و هواي ابري است و...اين بار هم ميسر نميشود....
شبهاي زاينده رود زيباست...زيبا ي زيبا...
و خداحافظي و پرواز شبانه به تهران....راستي آيا تا کنون با تاخيري کمتر از يک ساعت از اصفهان به تهران برگشته ايد؟ من که تا بحال نديده ام....

 

|+| نوشته شده توسط محمد رضا نوروزی در 86/03/13 و ساعت  | 
کتابخانه 4
خيلي وقته که سري به کتابخانه(کتابخوني) همديگر نزده ايم.من توي اين مدت اخير چدتايي کتاب خوانده ام. البته از آنجا که مدت طولاني ايست که در اين باره ننوشته بودم، بازهم فقط کتابهاي اين دو ماه اخير را برايتان مي نويسم:
1)زير آسمان هاي جهان-گفتگوي داريوش شايگان با رامين جهانبگلو است.اين دو نفر را مي شناسيد؟نم يشناسيد؟ شوخي مي کنيد....مگه مي شه...؟اين کتاب در حقيقت مجموعه اي از خاطرات جهانبگلو است که البته در بخش هاي زيادي از آن، خاطرات بين مصاحبه کننده و محاصبه شونده مشترک مي شود....توصيه مي کنم حتما آن را بخوانيد.
زير آسمان هاي جهان-ترجمه نازي عظيما-نشر فرزان-چاپ سوم 1376
2)ايمان يا بي ايماني.اين کتاب بسيار زيبا و با ارزش است.نامه هاي بين اومبرتو اکو و کاردينال مارتيني....نام کتاب هم که گوياي خيلي چيز هاست....اگر به فلسفيدن و تئو لوژي علاقمنديد....توصيه اش مي کنم.
ايمان يا بي ايماني-ترجمه ي علي اصغر بهرامي-نشر ني-چاپ اول 1382
3)يوزپلنگاني که با من دويده اند.اين کتاب را اولين بار به دليل نام زيبايش خريدم.بعد هم به دليل اشعار بسيار زيباي آن بارها و بار ها خواندمش. اشعاري زيبا از مرحوم بيژن نجدي.اينبار هم چون داشتم کتاب را به کتابخانه ي نياسر هديه مي کردم بار ديگر خواندمش و لذتش را بردم.
يوزپلنگاني که با من دويده اند-بيژن نجدي-نشر مرکز-چاپ سوم 1380
4)سنگهاي آسماني-از نرودا خواني لذت مي بريد؟اين کتاب واقعا زيباست...شعرهايي استوار و محکم از فرهنگ لاتين:
"بيداري را
خواهان آن نور محبوس درون ام
گل بلورين
مرا اقتدا کن..."
سنگ هاي آسماني-پابلو نرودا-ترجمه فواد نظيري-نشر ثالث-چاپ اول 1377
5)ايرانشهر در جغرافياي بطلميوس- يک کار تازه را دستم گرفته ام در باره ي يونانيان و ايرانيان(مقايسه ي علم در اين دو فرهنگ)اين کتاب را براي آن مطالعه کردم.ارزش خواندن براي ايرانيان مشتاق به دانستن تاريخ و فرهنگ را دارد.هر چند که متن ثقيل و بدون کششي دارد.
ايرانشهر در جغرافياي بطلميوس-پروفسور يوزف مارکوارت-ترجمه ي دکتر مريم مير احمدي-طهوري-چاپ اول 1385
6)سي وشش روز با صادق هدايت- که در اصل ياد داشت هاي عيسي خان هدايت(برادر صادق هدايت) است براي آنهايي که حس نوستالژيک هدايت آنها را قلقلک مي دهد واقعا خواندني است. تصاوير زيباي اين کتاب نيز آن حس مرموز را که مثل خوره به جان آدم مي افتد را دو چندان مي کند. بخوانيد و لذتش را ببريد.
سي وشش روز با صادق هدايت-گردآوري جهانگير هدايت-نشر سالي-چاپ اول زمستان 1381
7)در آمدي بر انديشه ي پيچيده-يک کتاب معرفت شناسي مهم در قرن 20 است. با آنکه کتاب کوچکي است اما واقعا زمان برد تا خواندمش.اين کتاب را مدت ها قبل به زبان انگليسي(ترجمه) خوانده بودم و البته بيش از 20 درصد از آن را نفهميده بودم.حالا که فارسي اش را مي خوانم شايد درصد ادراکم از آن ،به 40 يا حداکثر 50 درصد رسيده باشد.
در آمدي بر انديشه ي پيچيده-ادگار مورن-ترجمه ي افشين جهانديده-نشر ني-چاپ اول 1379
7)سه شب با مادوکس
8)داستان خرسهاي پاندا به روايت....
اين دو کتاب را حتما حتما حتما بخوانيد بي شک ضرر نمي کنيد(البته اگر آنها را يافتيد)من تا کنون بيش از 10 بار آنها را خوانده ام.!!!!
9)آشنايي با تاريخ معماري-مي دانيد معماري يکي از عشقهاي ناکام من است.بعيد نيست روزي به سمت فراگيري آن بروم....خواندن اين کتاب نيز مثل مرور نامه هاي عاشقانه ي يک عشق فروخورده است. همين.
آشنايي با تاريخ معماري -لئوناردو بنه ولو-ترجمه ي سادات افسري-نشر دانشگاهي-چاپ اول 1381
10)جامعه شناسي جوک و خنده-شروين وکيلي-انديشه سرا-چاپ اول 1385
11)مغز خفته-شروين وکيلي-انديشه سرا-چاپ اول 1385
اين دو کتاب آخري نوشته ي دوست خوبم شروين و کيلي است و به تازگي منتشر شده. مثل بقيه ي نوشته هاي شروين ارزش خواندن دارد.اگر به روان و جامعه شناسي علاقمند هستيد آنها را به شما توصيه مي کنم. نثر روان، محتوي ارزشمند و لذت بخش و دقت علمي مناسب شروين در نوشتار، اين دو کتاب را خواندني کرده.
12)ماه و تنهايي عاشقان-تنکا ها و هايکو هاي ژاپني هميشه برايم زيبا و رمز آلود بوده اند. اين کتاب مجموعه اي از 138 تنکاي عاشقانه ي ژاپني است که با ترجمه اي زيبا و روان براي ما فارسي زبانه لذت بخش شده است. کاش ژاپني بلد بودم:
"به نظر مي رسد آلو بن
به اين زودي شوفه کرده است
اما از شاخه اي که چيدم
آنچه مانند شکوفه فرو مي افتاد
تکه هاي برف بود"
ماه و تنهايي عاشقان-کوماچي  و شي کي بو-ترجمه ي عباس صفدري-آهنگ ديگر-چاپ اول1382

خوب حالا نوبت شماست....به جز کتابهاي درسي چي خوانده ايد؟

|+| نوشته شده توسط محمد رضا نوروزی در 86/03/04 و ساعت  | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar