تبليغاتX
گلزار ادب

گلزار ادب

زندگی با خوب و بد طی می شود***صبح فروردین شب دی می شود

کتابخانه

قصد دارم تا در سال آینده(اواخر فروردین) کتابهایی را به یک کتابخانه تازه تاسیس در شهر نیاسر اهدا کنم. این کتابخانه تنها کتابخانه در این شهر است.تا کنون حدود 500 عنوان کتاب،چندین پوستر آموزشی در رشته های مختلف و چهار دوره مجلات مختلف برای این کارکنار گذاشته ام(مجموعه ای کاملا انتخاب شده از کتابهایی که برای این منظور مناسب بوده اند را انتخاب کرده ام)اکنون این متن را نوشتم تا در صورتیکه شما هم کتابهایی را در منزل دارید که میخواهید آنها را اهدا کنید و یا تمایل دارید با خرید یک یا چند کتاب خوب در این کار زیبا سهیم باشید حتما مرا خبردار کنید....فقط یادتان باشد این کتابها اهدایی هستند یعنی هدیه هستند...پس ،از اهدای کتابهای پاره پوره و به درد نخور خود داری کنید....

در ضمن حتما این مورد را به سایر دوستان نیز اطلاع دهید....در پست های بعدی نام اهدا کنندگان و دیگر خبر های این مورد را به اطلاع می رسانم.

شاد باشید.

نوشته شده توسط محمد رضا نوروزی در 85/10/30 ساعت |
موضوع :کتابخونه موضوع :محیط زیست موضوع :نقد جامعه نجومی موضوع :تعاریف علمی موضوع :سفر نامه موضوع :حکیمانه موضوع :جامعه ما موضوع :یاد واره بزرگان موضوع :آموزش-نجوم موضوع :میکروبیولوژی و علوم جانبی موضوع :طنازی های علمی موضوع :آسمان و ریسمان

برنامه رصد

آخر هفته بعد رصد داریم(پنجشنبه و جمعه)۷۷۶۱۶۵۳۰(آی دی اس اس)
نوشته شده توسط محمد رضا نوروزی در 85/10/28 ساعت |
موضوع :<-CategoryName->

دردنامه

یکی هست که معلمه و به دلایل زیاد(هم اخلاق شخصی و هم روش آموزشی)با شاگردانش خیلی صمیمانه برخورد میکنه.

معلم مذکور خیلی شاگرداشو دوست داره...بسیاری از اونها برای دردودل پیش او میآیند...گاهی خانواده شاگردان از او کمک می خواهند...و او با بسیاری از شاگردانش(دانشگاهی و مدرسه ای)روابط دوستانه وخانوادگی دارد.

در تمام سالهایی(نزدیک به ۱۵ سال) که این معلم تدریس میکرده ، شاگردان زیادی(قریب به ۷۰۰۰ نفر) داشته.بابسیاریشون دوست بوده و برخی از اونها هم از این معلم خوششون نیومده.اما عده  اندکی هم بوده اند که این صمیمیت را به حساب چیزهای دیگری گذاشته اند.مثلا عاشق معلم شده اند....حتی اکنون که اون معلم ، ۳-۳۲ سالشه و متاهل است(و بی شک عاشق همسرشه)این قصه ادامه دارد.

این اواخر ای میل معلم مذکور به نظر هک شده و فرد یا افراد دیگری توانسته اند ای میل او را باز کنند و یا حتی با آی دی او با برخی از دوستان(و شاگردان)چت کرده اند.

یکی از شاگردان کوچولوی(متولد۱۳۷۳) این معلم(که نمیدونه کیه) جدیدا عاشق معلم شده.

این شاگرد عاشق پیشه با معلم مذکور چندین بار(بارها)چت کرده و از قرار معلوم چت ها احساسی و تا حد زیادی عاشقانه(از نوع خفن) بوده است.البته کاشف به عمل آمده که این چت به جای آنکه با معلم باشد با آن کسی انجام شده که میل معلم را هک کرده بوده!!! 

این شاگرد کوچولو یک وبلاگ خصوصی باز کرده و بخشی از خاطرات عاشقانه خود و معلم(فرد هک کننده که خود را جای معلم جا زده)در آن نوشته.... اون معلم وقتی وبلاگ مذکور را خوند...قرمز شد از خجالت....

این نوشته در بخش معرفی نویسنده وبلاگ آمده:

"من یه عاشق هستم در ................ دیده به جهان گشودم.عاشق علم نجوم واجرامی که درآسمان شب ومورد علاقه من هستند ماه قمر زیبای زمین وسحابی کله اسبی است.عاشق شخصی به نام محمدرضا(پژمان)نوروزی هستم.بیشتر رمان می خونم رمان های هیجان آور ترسناک و عاشقانه.
پژمان این وبلاگ یه سری قوانین داره که حتما باید رعایت بشه:
ماده1:رک
ماده2:بی پرده
ماده3:ساده
ماده4:رمانتیک وسک+سی نوشتن
ماده5:نظر دادن
"

الان اون معلم غمگینه

الان اون معلم ناراحته

الان اون معلم عصبانیه

اون معلم منم.....

نوشته شده توسط محمد رضا نوروزی در 85/10/28 ساعت |
موضوع :<-CategoryName->

این ترم هیچ جا کلاس ندارم(اطلاعیه تدریسی)

سلام ....برنامه ترم جدید رصدخانه:

دختران مقدماتی:منظومه شمسی پیشرفته/یکشنبه ها/پوریاناظمی

پسران مقدماتی:منظومه شمسی پیشرفته/چهارشنبه ها/پوریا ناظمی

دختران پیشرفته :اختر فیزیک پیشرفته/یکشنبه ها/لیلا صادقی

پسران پیشرفته/ساعت آفتابی با محاسبات تحلیلی/انوشیروان روزرخ

من کلاس ندارم

بچه های دانشگاه خودمون:اونجا هم کلاس بر نداشتم(به جز دو نفری که با من پایان نامه دارند.

بچه های دانشگاه آزد:اونجا هم کلاس ندارم

 

 

نوشته شده توسط محمد رضا نوروزی در 85/10/25 ساعت |
موضوع :<-CategoryName->

همایش ملی نوآوری های آموزشی

دیروز بعد از ظهر اولین همایش ملی نوآوری های آموزشی به پایان رسید.یک همایش بزرگ ملی که با سخنرانی وزیر آموزش و ژرورش و البته رئیس جمهور محبوب آغاز شد.روز اول همایش یک افتضاح ملی بود(نقد این همایش را در آینده نه چندان دوری همینجا میگذارم)اما روز دوم آبرو مندانه بود.هم سخنرانی های خوبی ارائه شد هم ارائه ی تجارب معلمان خیلی خوب بود.به هر حال آنچه که عیان است نبودن یک نظام منطقی و هم افزوده از تجارب برگزاری سمینارها در ایران است ونتیجه این می شود که همیشه هر برنامه ما مانند اولین تجربه میشود. همان حرف خنده دار و مضحک همیشگی که :"بابا به هرحال برای اولین بار خوبه دیگه....."

 

نوشته شده توسط محمد رضا نوروزی در 85/10/22 ساعت |
موضوع :<-CategoryName->

خطبه پيامبر در روز غدير

ای مردم ! او را برتر دانید. چرا که هیچ دانشی نیست مگر اینکه
خداوند آن را در جان من نوشته و من نیز آن را در جان پیشوای پرهیزکاران
،علی، ضبط كرده ام. او پيشوایي روشنگر است كه خداوند او را در سوره يس
ياد كرده كه:
"و دانش هر چيز را در امام روشنگر بر شمرده ايم..."

من عید غدیر را دوست دارم ...خیلی خیلی زیاد

عیدتان مبارک


و یک نکته دیگر:ممنون از اظهار لطف همه دوستان به من برای همدردی با من(ماجرای شکستن دستم)اما دو نکتهکیکی اینکه پیام متن نوشته شده برایم مهمتر است از شکستن دستم

دوم اینکه:من با پای شکسته کوه میرفتم و ....حالا اینکه فقط یک شکستگی دست است.دلیل ننوشتنم هم این نیست که نمیتوانم....دلیل اصلی اینه که تا ۳ شنبه باید دو تا مقاله ام را برای سمینارهای مهمی آماده کنم....همین.

نوشته شده توسط محمد رضا نوروزی در 85/10/18 ساعت |
موضوع :<-CategoryName->

من فعلا چپ دستم

کمتر از یک روزه که دست راستم شکسته…(البته حتما میدونید که این اولین بارم نیست) و مجبورم بخش زیادی از فعالیت هایم را با دست چپم انجام دهم.اما حال…اگر یک چپ دس در ایران بخواهد زندگی راحتی داشته باشد…کار سختی را در پیش رو دارد…و بهترین کارش عادت کردن است…چرا؟ مثلا بروید یک خرازی و از  فروشنده قیچی مخصوص چپ دستها بخواهید…به همین سادگی….اونوقت می فهمید منظرم چیه…حالا این را مقایسه کنید با…مثلا این:

http://www.anythingleft-handed.co.uk/acatalog/

 

نوشته شده توسط محمد رضا نوروزی در 85/10/13 ساعت |
موضوع :<-CategoryName->

روزهایی از پی هم ...

۱- عیدقربان مبارک

۲- صدام را اعدام کردند.

۳-امشب آسمان شب بودم.

۴-آخرین برنامه ی زنده ی آسمان شب بود.

نوشته شده توسط محمد رضا نوروزی در 85/10/10 ساعت |
موضوع :<-CategoryName->

نهاد خوش نهاد

یه نهاد مدنی نام ببرید:

مجلس؟مسجد؟

     بازار؟

کتابخانه؟... شورای شهر؟

دانشگاه؟دادگستری؟و....و....و....و....

همه این ها از نهاد های مدنی ای هستند که جوامع خودشان را با شناسه های اختصاصیشان به حرکت وا می دارند....من خیلی معتقد به حرکت رو به جلو و یا عقب و خلاصه جهات دیگر نیستم....هر حرکتی از دید من رو به جلوست...(به جز حرکاتی  که رو به جلو نیست....در جا هم نیست....حرکتی است در درون خود....فرو رفتن است در جایی که هستیم)...

اما اگر صفت "ترین" را شایسته باشد که برای یک نهاد مدنی انتخاب کنم...بی گمان این صفت را شایسته و بایسته ی  "دانشگاه" و "مدرسه" می دانم . هیچ جایگزینی نیز برای این دو نهاد(که هم پایه هم هستند)نمی شناسم...مدنیت و شهر سالاری و دیوان سالاری و درست کاری را تنها و تنها از این دو نهاد می توان برآورد و رشد داد و بالنده کرد....

اینها را برای چه نوشتم؟برای آنکه یادم بماند بد نهادی  نهاد های مدنی سیاسی را در ایران که این روز های سرد دی ماه سالروز افتتاح دار الفنون است که به امر وزیر باکفایت ("امیر کبیر") نهاده شد و تنها ۱۳ روز بعد او را در حمام فین کشتند....این یاد آوری دردناک است و پیش برنده....

یادمان باشد....بدنهادی این نهاد های کج رفتار و ماندگاری آن نهاد های خوش کردار....  

نوشته شده توسط محمد رضا نوروزی در 85/10/08 ساعت |
موضوع :<-CategoryName->