تبليغاتX
گلزار ادب
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
حیات وحش ایران
سه شنبه شبها سریال مستندی با عنوان حیات وحش ایران از شبکه ۱ پخش می شود که دیشب بخش نخست آن را دیدم(تکرار آن جمعه ها ساعت ۹ صبح است) این برنامه کار مانی میر صادقی است و  نویسنده و مجری طرح آن سعیده اخگان است. این زوج هنرمند از دوستان قدیمی من هستند و از مانی میرصادقی چندسال قبل مستند بسیار زیبای دیگری با نام "جان مرجان" دیده بودیم(یادتان هست؟)به هر حال به دلیل سابقه تولید مستند های زیبا و نیز دوستی قدیمی ُ دیدن آن را به همه تان توصیه میکنم.
|+| نوشته شده توسط محمد رضا نوروزی در 85/09/29 و ساعت  | 
کلاس هفته آینده
توجه توجه....این یک پیام بازرگانی نیست....بنابراین به آن توجه کنید....

قابل توجه دانش آموزان کلاس یک شنبه بعد از ظهر رصد خانه:هفته آینده کلاس نخواهیم داشت....

قابل توجه دانشجویان کلاس ساعت ۸ و نیم صبح یکشنبه ها، علوم پایه:کلاس جبرانی به پنجشنبه صبح منتقل شد.

از آنجا که من خیلی به دموکراسی علاقمند هستم....بنابراین نظر خواهی برای این نوشته را غیر فعال می کنم....

|+| نوشته شده توسط محمد رضا نوروزی در 85/09/28 و ساعت  | 
انتخاب آزاد

انتخاب در فضای آزاد:

میری توی خیابون(فضای آزاد) و قدم میزنی...شلوغی و سرو صدا و گرونی مواد غذایی و تنقلات و بعد هم آلودگی و...همگی با هم باعث میشه که انتخاب کنی برگردی توی خونه(همون جایی که قبل از انتخاب بودی)

انتخاب ماهی آزاد:

آزاد بودن با اسیر بودن تومنی ده شاهی فرق داره ...مگه نه؟.این انتخاب درست مثل انتخاب ماهی آزاده...ماهی آزاد ماهی نسبتا ارزونیه.بنابراین همه مجبور به انتخاب آن هستیم.از طرف دیگه ماهی های آزادی که ما انتخابشون میکنیم پرورشی هستند....به این میگند انتخاب از نوع ماهی آزاد.

انتخاب از نوع دانشگاه آزاد:

با کمال میل انتخاب میکنی بری دانشگاه.چون آزادی را بیشتر از دربند بودن دوست داری، انتخاب میکنی بری دانشگاه آزاد(بعضی ها هم که هنوز با خودشون کنار نیامده اند میرند دانشگاه آزاد دربند!!!).اونجا به خاطر انتخابت و بهایی که باید برای آزادیت بپردازی هی ازت پول میگیرند.هی پول میگیرند....اونقدر که دیگه هرگز به سوی انتخاب  آزاد قدم بر نداری....

 

یه کاری با آدم میکنند که آدم دل و دماغ انتخاب آزاد نداشته باشه...اما به هر حال من برای آزادی رای میدم....

|+| نوشته شده توسط محمد رضا نوروزی در 85/09/24 و ساعت  | 
من ابر قدرتم....اگر....
دیروز احمدی نژاد در دانشگاه امیرکبیر سخنرانی داشت. از زشتی رفتار برخی دانشجویان و رفتار های بی خردانه آموزش عالی و حراست دانشگاه که بگذریم....یک نکته هیجان آور از احمدی نژاد شنیدم(امروز از رادیو پخش می شد): کسی از احمدی نژاد پرسیده بود(هشدار داده بود) نکند دستیابی به انرژی اتمی ما و ملت ما را از اهداف خود دور کند و خطراتی به مراتب بزرگتر را متوجه ملت ما کند....!!!!و احمدی نژاد با صدای رسا اعلام کرد: من از همین تریبون به همه اعلام میکنم. اگر ایران به انرژی اتمی دست یابد ، بلافاصله به کشوری قدرتمند بدل می شود و در کنار دیگر کشور های پیش رفته قرار می گیرد و به ابر قدرتی بلا منازع در جهان تبدیل میشود.... من این حرف را دوست دارم و از آرزو های بزرگ من است....اما: امروز و در روزهای آخر بازی های آسیایی ایران در جایگاه 16 قرار دارد. در فهرست 100 دانشگاه برتر آسیا اسمی از دانشگاههای ایرانیان نیست و در خاور میانه ،اولین نامی که از دانشگاهی ایرانی می آید در رتبه 29 است. در میان بدهی های خارجی ردیف 68 را داریم در میان کشور های جهان از دید با سوادی رتبه 84 را داریم(حدود 21 درصد بی سواد) نرخ رشد جمعیتی 1.1 داریم فقط 1.2 زمین هایمان را برای کشاورزی استفاده کرده ایم(رتبه 107 در جهان) و.... نمی دانم...من از این که کشورم به باشگاه اتمی بپیوندد بسیار خوشحالم...می دانم که باید کشوری مجهز به تمام فن آوری های نو داشته باشیم....اما...خودمان را گول نزنیم...داشتن انرژی اتمی و دستیابی به فن آوری آن ما را به همه چیز نمی رساند.... آقای احمدی نژاد....پاکستان و کره شمالی نیز انرژی اتمی دارند و فن آوری آن را بومی کرده اند( سالهاست که چنین کرده اند) اما همه ما می دانیم که این دو کشور اصلا شناسه های یک کشور پیشرفته و ابر قدرت بلا منازع را ندارند ....
|+| نوشته شده توسط محمد رضا نوروزی در 85/09/21 و ساعت  | 
فهرست و برنامه های عمومی اصلاح طلبان برای انتخابات شورای شهر تهران
من بیشتر به سوی اصلاح طلبان متمایل هستم.متاسفانه از بین این افراد، افرادی هستند که بنا به دلایل مختلف آنها را خیلی قبول ندارم....اما به هر حال رفتار سیاسی حزبی و منطق حاکم بر آن حکم میکند آنها را در قالب یک گروه ببینم نه یک فرد خاص.

لیست نهایی جبهه اصلاح طلبان برای شورای شهر تهران:

معصومه ابتکار، محمد علی نجفی، صدراعظم نوری ، احمد مسجد جامعی، شهاب طباطبایی، هادی ساعی، پیروز حناچی، اسماعیل دوستی، الهه راستگو، قاسم تقی زاده خامسی، علی نوذرپور، سید کامل تقوی نژاد، افشین حبیب زاده، عباس میرزا ابوطالبی و حسن کریمی .

برنامه پیشنهادی این جبهه را ، برای اداره شهر تهران می توانید اینجا بخوانید.

|+| نوشته شده توسط محمد رضا نوروزی در 85/09/17 و ساعت  | 
من رای میدهم....2

خوب حال دیگه وقت تبلیغات کاندیداها شروع شده.توی چند پست عقبتر  یه چیزایی نوشته بودم در باره انتخابات و ازتون نظر خواستم...هرچند ستون نظر سنجیم کار نکرد اما به هر حال توی نظراتتون چیز های زیادی برام نوشتید...موافق ، مخالف و الان نتایج و تحلیل ها:

مسلما جواب ها دو دسته اصلی دارند: بله رای میدیم.نه رای نمی دیم.

اونهایی که رای نمیدادند ، دلایل متنوعی داشتند: از اینکه کاندیدا ها را نمی شناختند تا اینکه نظر ما نقشی در نتایج نداره و این که بین بد وبدتر چرا باید بد را انتخاب کنیم و صحبت هایی از این گونه.

من تحلیلم را بر حب جواب منفی ها تنظیم میکنم:

اونهایی که کاندیدا ها را نی شناسید...کمی تن پروری تون رو کم کنید....بپرسید ف بخونید ...ببینید و ...شناختن نسبی این آدم ها و سوابقشون و ....چندان کار سختی نیست.

همونطوری که من توی اون پست نوشتم...رای دادن یک روش تمدنی برای رسیدن به آینده ای بهتر(فقط بهتر نه آنکه خوب و کامل) فرض میشه. حالا اونهایی که رای نمی دهند انتظار چه چیزی را دارند؟ از کجا انتظار آینده ای بهتر ا می کشند؟ آیا منجی ای را فرا خوانده اند و اورا چشم به راهند؟ میدانم که ما ایرانیان ساکن ایران از آزادی های مشروع اندکی نصیب و بهره برده ایم . اما چه سودی از به رخ کشیدن  آزادی  مان در رای دادن و ندادن عایدمان میشود؟. در کودکی( و برخی بزرگی ها) دردکشیدن و دم نزدن را نشان بزرگی و افتخار میدانستیم.اکنون نیز نترسیدن از رای ندادن و تمیز ماندن برگ آخر شناسنامه هایمان را نشان افتخار خود می کنیم. رفتاری که چندان از بزرگ شدنمان نشانی ندارد.

بسیاری از آنان که رای نمی دهند به حال آنها که رای میدهند تاسف میخورند که ای بابا چه گول خوردگانید و چه جو زدگانی....و آنها که رای میدهند و رای دادن را وظیفه می دانند، به حال رای نداده ها و رای دادها(خودشان) تاسف می خورند. چون جامعه همراهی شان نمی کند در گذر کردن از تنگ راه ها  و در عوض به گاه غنیمت گیری صدایشان بلند و فغانشان تا ناکجا آباد است.

من در این آباد بوم زندگی میکنم.ترجیح هم میدهم که اینجا زندگی کنم(نه آنکه مجبور باشم) بنابراین میخواهم کار کنم، نفس بکشم و....با انکه به آرمان گرایی در کار مشهورم اما در شرایط ایده آلی نیستم .بنابراین میخواهم آنی را برگزینم که میتواند مرا و مارا به بالاترینی که میشود(نه بالاترینی که باید) برساند رای دهم...

دوستی(و دوستانی ) میگفتند و میگویند که شرکت در انتخابات خبرگان ، شرکت در انتخاب کردن گروهی است که نتیجه اش اصلا به دمکراسی نزدیک نمی شود. برای آنان که این نظر را قبول دارند: دموکراسی نتیجه نیست، روش است. من در ایران هستم( ایران امروز نه آن ایرانی که کوروش داشت و داریوش و باقر خان و رضا شاه و ...)بنابراین  ترجیح میدهم مجلس خبرگانی داشته باشم که در آینده رهبری معقول(تر) برایم انتخاب کند( همه میدانیم که رهبر مملکت را آنها انتخاب می کنند) من ترجیح میدهم در شورای شهرم کسانی کار کنندکه شهرداری چون احمدی نژاد را برایم به ارمغان نیاورند.من ترجیح میدهم شورای شهر تهران چون شورای شهر اول نباشد که تنا به تبیین دموکراسی نظری اهتمام کنند و هر دو روز یکبار قهر کنند و شورا تعطیل شود و تهران به این درندشتی بی شهردار بماند و رئیس ساز مان فرهنگی اش چون بی فرهنگان تهی مغز قداره ببندد و با مشتی چماق بهدست بر رئیسی دیگر حمله کند و...

من رای میدهم...چون این کاری است که با عقل جلو می رود نه با دل....  

 

 

نگین هم مطلب زیبایی در این رابطه نوشته است.    

|+| نوشته شده توسط محمد رضا نوروزی در 85/09/15 و ساعت  | 
صدور انقلاب و بازی های آسیایی

روز افتتاحیه بازی های آسیایی از طریق کانال قطر مراسم را نگاه می کردم...

بماند که بار ها و بارها نام خلیج فارس را خلیج عربی آوردند....و ریاست جمهور ما و دیگر همراهانشان دست می زدند....(هر چند من خودم احمدی نژاد را ندیدم...اما بقیه آقایان حضور داشتند)

اما موضوع دیگری در اینجا برای گفتن دارم...

یکی از طراحان اصلی برنامه افتتاحیه چینی بود...مراسم افتتاحیه نیز پر بود از نماد ها و نشانه های کشور چین....حتی در معرفی فرهنگ آسیا بخش اعظم آن مربوط به کشور چین بود....جالب آنکه تقریبا هیچ نشان و نمادی از ایران و فرهنگ ایرانی در این بازی ها و مراسم افتتاحیه وجود نداشت...حالا چرا این قضیه برایم مهم شد؟بار ها و بارها از حضرات و بزرگان سیاسی ایران شنیده ایم که ما باید فرهنگ ایران اسلامی را صادر کنیم...و در این راه بسیار هم ضربه خورده ایم( از همه دنیا حتی کشور های دوست و برادر)اما کاش عقلانیتی بود....صدور فرهنگ کاری نیست که الزاما با شعار و ایدئولوژی و ....همراه باشد...با بازی ها ، تئاتر ، نقاشی ، محصولات فرهنگی و صنعتی و ...نیز میتوان فرهنگ ایرانی و انقلابی را به تمام دنیا صادر کرد...

و یک مورد دیگر : در این مراسم یک حرف "ق" بزرگ روی کشتی دیده میشد....این را فقط برای آنهایی نوشتم که معتقدند حروف فارسی ارزش و قابلیت کار های گرافیکی ندارد....

و...یک چیز دیگر...این افتتاحیه مملو از نشانه ها و نماد های نجومی بود.

...و...یک چیز دیگه تر....تا حد زیادی  این مراسم اسلامی بود....

 

                             قاف فارسی ...

 

 

 

 

    اژدهای چینی در جنوب خلج فارس

 

 

 

          و باز هم چینی ها...

 

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط محمد رضا نوروزی در 85/09/15 و ساعت  | 
رضا زاده و پیشکوه و من

1)رضا زاده قهرمان شد.با این که میدونستم قهرمان میشه بازم دلهره قهرمان نشدنش رو داشتم.اما حیف که این بازی ها فقط یک مدال داره.

2) رو ی لباس قهرمان عراقی(حیدر محمد) آرم یک شرکت تولید لباس  های ورزشی ایرانی "(پیشکوه") بود . دیدن این که یک تولید ایرانی جایی به جز ایران(حتی عراق) وجود داره لذت بخشه.(خوش به حال مردم ژاپن و چین و آمریکا و کره جنوبی و...)

3)دیدن آرم "پیشکوه" روی لباس یک خارجی خیلی برایم لذت بخش بود اما ناراحت هم شدم.چرا؟ اولین بار که رضا زاده قهرمان جهان شد(وزنه برداری جهان در کانادا) لباسی از همین شرکت را بر تن داشت. به دستور تلویزیونی ها (ایرانی) روی آرم شرکت فوق را با یک تکه چسب پوشاندند تا تبلیغ نشود.

کاش تصمیم گیرندگان ایرانی اندکی از عقل بو برده بودند.

 

|+| نوشته شده توسط محمد رضا نوروزی در 85/09/15 و ساعت  | 
وظایف ما

وقتی به داخل مغازه ای می روید و فروشنده  مشغول صحبت با تلفن است:

وظیفه اوست که حداقل برای لحظه ای هم که شده صحبتش را قطع کند، از شما عذر خواهی کند که بلا فاصله ، جوابگوی شما نیست.

وقتی معلمی به داخل کلاس می آید :

وظیفه اوست که از آخرین داده های روز برای تدریس خود استفاده کند . شاد باشد و ...

وقتی داخل تاکسی نشسته اید و یکی از مسافران پوسته شکلات یا بیسکوییت خود را از پنجره بیرون می اندازد:

وظیفه شماست که نادرستی کار ش را به او تذکر دهید.

وقتی کسی داده هایی اشتباه را به کس دیگری منتقل می کند(مثلا اینکه پراید 3 سیلندر دارد!)و شما اطلاعات درست را بلد هستید :

باز هم وظیفه شما است که این اشتباه را گوشزد کنید .

 

پی نوشت 1:این مثال ها تقریبا بی نهایت است. یافتنشان هم کار سختی نیست.

پی نوشت 2:وظیفه آدم ها را مهم بودن یا نبودن موضوع مورد بحث تعیین نمی کند. بنابراین به این نتیجه نرسید که چون این موضوع مهم نیست پس لازم نیست وظیفه هایمان را انجام دهیم .

پی نوشت 3:اگر همه ما ، این وظایف ساده ، را انجام دهیم ، تبدیل شدن ایران به کشوری منطقی، کار و راه دور دستی نخواهد بود.

پی نوشت 4: امر به معروف و نهی از منکر فقط به حجاب و ماهواره و ...محدود نشده است.

پی نوشت 5:عاشقی بد دردیه....

پی نوشت 5: عاشقی بد دردیه....

پی نوشت 5: عاشقی بد دردیه....

پی نوشت 5: عاشقی بد دردیه....

پی نوشت 5: عاشقی بد دردیه....

...

 

|+| نوشته شده توسط محمد رضا نوروزی در 85/09/14 و ساعت  | 
زنده باد

 

زنده باد "گاو" بودن

پی نوشت۱:از این که این جمله را نوشتم از همه خوانندگان عذر میخواهم.

پی نوشت ۲:این جمله هیچ ارتباطی به پست قبلی یا بعدی نداشته و نخواهد داشت.بنابراین امیدوارم کسی آن را تعبیر نکند.

پی نوشت ۳.فقط عصبانی هستم...

|+| نوشته شده توسط محمد رضا نوروزی در 85/09/14 و ساعت  | 
رای دادن

"من که رای نمی دم...برای چی این کار رو بکنم؟ همه چیز از قبل معلوم شده و..."

یکبار همین اواخر تجربه این حرف و حدیث ها رو دیدیم . زمانی که بسیاری  از مردم ایران به دلیل خیالات واهی از رای دادن خود داری کردند و....از اون بدتر بسیاری از دوستان  به عنوان یک شوخی به رای دادن پرداختند. خیلی ها رو می شناسم که دقیقا برای مسخره کردن قضایا به احمدی نژاد رای دادند. یا اونهایی که فقط برای برنده نشدن هاشمی رفسنجانی  به احمدی نژاد رای دادند. یا دیگرانی که فقط به دلیل اسلامی شدن جامعه به او رای دادندو...

خیلی ساده است !!!وظیفه ما ست که رای بدیم...کاری با شرع و دین و این مسائل ندارم. خیلی از بی دین ها و یا غیر مسلمانها را در دنیا میشناسم که رای میدهند. این وظیفه یک وظیفه انسانی و یکی از ملزومات دموکراسی است....اونهایی که رای ندادند یا بدون منطق و پشتوانه فکری درست رای دادند، چگونه به خودون حق میدهند که انتقاد کنند از شرایط سیاسی و اجتماعی کشور ....رای دادن فقط و تنها وسیله برای رسیدن به آن چیزی است که دموکراسی نام داره.... بنابراین:

" من رای میدهم...میدونم برای چی رای میدم. همه چیز بعد از رای دادن باید معلوم بشه و..."

 

 

|+| نوشته شده توسط محمد رضا نوروزی در 85/09/09 و ساعت  | 
باز هم ستاره ای دیگر از آسمان هنر ایران چیده شد

 

                                               بابک بیات

و بالاخره  پس از سپری کردن روز هایی پی در پی و جانکاه و درد آور برای بابک بیات عزیز و برای همه هنر دوستان...نغمه  غمگین بابک بیات نیز شنیده شد. او مرد بزرگی از نسل آهنگسازان بود. شاید اگر نه همه ایرانیان ، بخش بزرگی از ایرانیان(داخل و خارج) او را می شناسند...نه به نام که با نوا های دلخوشش. ترانه هایی از داریوش و گوگوش وبه خصوص ستار...بسیار زمزمه شده و همه ، آنها را با نام خواننده  نه با نام بابک بیات، آهنگساز،می شناسند. اما کار های بسیار بزرگی از او در سینمای ایران نیز میدرخشد.  از زیبا ترین کارهای نخستین او "حسن کچل" است .)این فیلم کاری از زنده یاد علی حاتمی است که ۷ روز بعد از این ، دهمین سالگرد او هم میرسد...( بار دیگر ، بزرگی میرود و ما به نظاره ایم روزان و شب ها ...از پی هم....

رازقی پرپر شد
باغ در چله نشست
تو به خاک افتادی
کمر عشق شکست
ما نشستيم و تماشا کرديم
...

تشییع پیکر او...چهار شنبه صبح.....

 

 و یک زندگی نامه مختصر:

 

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمد رضا نوروزی در 85/09/06 و ساعت  | 
تلخ کامی های پیوسته ...
هنوز شادی یک خبر کوچک از وزارت نیرو تمام نشده، خبری از همان جنس نخستین کاممان را تلخ میکند.خسته میشویم.باز صبح که میشود پاشنه ها را ور میکشیم.همه...به تمام معنی همه...گروهی برای ویرانی و گروهی برای ساختن.گروهی برای میراندن و گروهی برای ماندن...با هم جایی دیگر از این مرز پرگوهر در معرض تجاوز خودی هاست. از سر بی لیاقتی، حریم بلندترین برج آجری جهان(برج گنبد قابوس) را با بنا کردن یک برج نوساز تهدید میکنند.نه می فهمند و نه میفهمند...شهرداری...چه زیبنده واژه ای . دریغ که از شهر داری فقط ساختن "نوین سازه ها" را فهمیده اند و  دیگر هیچ....باز هم گوشه ای دیگر و نادانانی چند و میراثی دیگر ....

از ما چیزی نمی ماند...

شاید بماند در آینده ها این همه نابخردی به یادگار.....

(برای خواندن اصل ماجرا: اینجا را ببینید) و باز هم نگاهی به درویش بیاندازید.

|+| نوشته شده توسط محمد رضا نوروزی در 85/09/03 و ساعت  | 
یک شادی کوچک دیگر در این هیاهو

و خبری دیگر و شادمانی کوچک دیگر...

وزارت نیرو  قول داده که دکل نفرت انگیز را از حریم آرامگاه فردوسی دور خواهد کرد...آمین ...

و شادباشیم از ایستایی و خبر رسانی و هم افزایی  نیروهایمان...

|+| نوشته شده توسط محمد رضا نوروزی در 85/09/01 و ساعت  | 
این سو و آنسوی دنیا

دو حادثه یکی در  این سوی دنیا(29 آبان)  و دیگری در آنسوی دنیا و تقریبا هم زمان رخ داده است. یکی را زیاد شنیده اید و از دیگری  خبر چندانی درز نکرده است.اینجا برداشت های مرا از این دو رویداد میخوانید:

 

آنسوی دنیا(برداشت اول): پلیس آمریکا به عنوان یک نیروی رسمی و آموزش دیده . بدون اینکه خود را متصل به بالادست بداند به یک دانشجوی خاطی( که دست بر قضا ایرانی بوده) حمله میکند و اورا بد جوری کتک میزند.

اینسوی دنیا(برداشت اول): یک بسیجی(نیروی غیر رسمی و آموزش ندیده) به یک دانشجوی کاملا بی گناه و غیر خطا کار که مقابل دانشگاه آزاد یکی از شهرستانهای استان خراسان با نامزد رسمی اش مشغول گفتگو بوده حمله میکند. اورا نمیزند. بلکه با چاقو اورا میکشد!!!. او بعدا توضیح میدهد که این کار را به عنوان تکلیف شرعی انجام داده است.

 

آنسوی دنیا(برداشت دوم): دانشجوی مضروب و دوستان او و همه دانشجویان دیگر که حتی هیچ ارتباطی با دانشجوی اول نداشته اند(و شاید هم هیچگاه نداشته باشند) اعتراض میکنند. به دادستانی و روزنامه ها و...و آنچنان در این کار جلو میروند که بسیاری از مردمان دیگر در سراسر دنیا (از جمله ما ایرانیان و از طریق روزنامه ها و صدا سیما، به دفعات)ازآن با خبر میشوند و از آن حمایت میکنندو ...

 

اینسوی دنیا(برداشت دوم):تقریبا هیچ خبر رسمی ای از این حادثه منتشر نمیشود.نمیدانم خانواده داغدار این دانشجو و نامزد بیچاره اش که شاهد مستقیم این حادثه بوده اکنون در چه حالی هستند. آیا میتوانند شکایتی رسمی کنند یا نه و اگر جواب آری است ، آیا پاسخی در خور میگیرند یا خیر و خیلی نکات دیگر...

 

اینسوی دنیا.آنسوی دنیا(برداشت اول و آخر):در کشور ما دموکراسی رایج است. آمریکایی ها هم برای خودشان همین اعتقاد را دارند. ما آمریکا را دارای دموکراسی نمی دانیم. آمریکایی ها هم همین نظر را برای کشور ما دارند.

 

پی نوشت:نظر شخصی من در این مورد را خیلی از شما میدانید. آمریکا کشور آزادی از دیدگاه دموکراسی نیست . تقریبا مطمئن هستم در هیچ جای دیگر دنیا هم دموکراسی مفهومی برابر با آنچه که برای عوام گفته میشود ندارد.فقط در آمریکا و به خصوص در اروپا ظواهر آزادی را بسیار زیبا نمایش میدهند که متاسفانه ما آن را بلد نیستیم.

|+| نوشته شده توسط محمد رضا نوروزی در 85/09/01 و ساعت  | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar