| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
خوشحالی های کوچک زندگی
و خوشحالی کوچک دیگر....
تیم المپاد نجوم ایران یک طلا-دو نقره و دو برنز گرفت.... |+| نوشته شده توسط محمد رضا نوروزی در 85/08/30 و ساعت |
شادی های دوستانه
امروز خبر باارزشی شنیدم و خواندم: مجله نجوم به پاس 15 سال ترویج نجوم جایزه ای از سرای اهل قلم دریافت میکند.( این خبر را پوریا نشر داده) برای من خبر خوبی است . برای ما خبر خوبی است . چند وقتی است با مجله نجوم ارتباط کاری ندارم . زمانی دو سه ساله است که بسیاری از رفتار های این مجله را نمی پسندم ( با آنکه بیشتر افراد این مجله از دوستان یا شاگردان بوده اند) و در نتیجه ارتباطی کاری با آنها ندارم .(این روزها کمی اوضاع تغییر کرده...اما...) به هر روی .مجله نجوم 15 سال است که نجوم را ترویج می دهد. و جوایزی هم برده است. و تقدیر هایی هم .... بی آنکه ارزش مادی این جایزه و پاداش ها اهمیتی داشته باشد باید شاد بود . و البته یادمان باشد که هیچ حرکتی نتیجه حرکت فردی . و مهمتر آنکه این پاداش ها و تقدیر ها بخشی کوتاه از زندگی حرفه ای به حساب می آید. مجله نجوم 15 سال در راه ترویج نجوم قدم برداشته.درست و نادرست حرکت هایی فراوان داشته است...اما همه نجوم ایران نبوده.... شادم از این خبر ...و شاد باشیم از این گونه خبر ها.... و خبر شادی بخش دیگر: پوریا ناظمی کاندیدای جایزه بخش علمی(جشنواره مطبوعات) شده است... |+| نوشته شده توسط محمد رضا نوروزی در 85/08/25 و ساعت |
فارسی ما و عربی اونها و انگلیسی اونهاتر و...
دوشنبه تو کلاس رصدخانه بحثی در باره باید یا نباید کاربرد واژه های فارسی ( فقط فارسی ) و پرهیز از کاربرد واژه های عربی (یا زبانهای دیگر) گفت و گویی میان من و بچه ها در گرفت...اکنون کاری به سرانجام گفتگو ندارم...
اما امشب خیلی اتفاقی این را دیدم...شاید بی ربط باشد ...اما...: "حاجي جون داداش جست و جوی شما برای - ثیصسیبلقفغ – بي نتيجه بود." جمله بالا نتیجه جستجوی گوگل (فارسی ) برای یک واژه بی معنی(مثلا :ثیصسیبلقفغ)است...این هم فارسی کار بردن ما.... |+| نوشته شده توسط محمد رضا نوروزی در 85/08/24 و ساعت |
بار دیگر ، برج دیگر، میراثی دیگر
خیلی قبلتر که دغدغه های معمارانه داشتم و با معماری سر و سری داشتم هماره در فکری بودم نگران کننده: "ما برای نسلهای بعدیمان چه اثری میسازیم که در خور شانمان باشم؟ مثلا ۲۰۰۰ سال بعد یک ایرانی چه چیزی از معماری ما خواهد دید که همتای تخت جمشید برای کنونیان باشد؟" اما حالا این سوال اصلا برای من وجود ندارد . در عوض پرسشی دیگر برایم ایجاد شده:
"آیا ۵۰ سال بعد اثری از آنچه اکنون با نام میراث فرهنگی و طبیعی میشناسم وجود خواهد داشت؟" میدانید چرا این سوال برایم ایجادشده؟سد گتوند و تنگه بلاغی و بیستون و میدان نقش جهان و ...امروز آرامگاه فردوسی(در این عکس یک دکل بی قواره در پس آرامگاه فردوسی نمی بینید؟) این پرسش را برایم ایجاد کرده است. کاش می شد اینجا هم گفت: پی افکندم از نظم کاخی بلند... محمد درویش عزیز ، ابراهیم اقبال ، فرداد دولتشاهی و ارمغان مقدس هم مطلبهای با ارزشی در همین مورد نوشته اند. اکنون راوی ،پروانه اسماعیل زاده ، شهروند هم در این باره نوشته اند.شما چی؟ و آیدا آدینه ... و عمار رفیعی و رزا بداغی و عالیه اشتری وامروز(۱۶ آبان) اهالی فرزانگان تا 73 ، مرد خاکی ، رضا بی تقصیر و امروز هم:لنیوم ، وحید رضا مصوری ، دو در دو ،... |+| نوشته شده توسط محمد رضا نوروزی در 85/08/14 و ساعت |
عالم بی عمل
|+| نوشته شده توسط محمد رضا نوروزی در 85/08/14 و ساعت |
نرگس و اخلاق نسبی گرای ما...
من از اون هایی بودم که سریال نرگس رو دنبال میکردم. اصلا هم از انگ لمپنیسم چسبوندن بهم نمی ترسم. به هرحال داستان پر کششی داشت و البته بسیار سریال آبکی ای بود. او زمان خیلی دوست نداشتم در بارش بنویسم و البته الان هم.اما اصل مطلب چیز دیگری است که احتمالا همه شما ها میدونید چیه...
ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط محمد رضا نوروزی در 85/08/14 و ساعت |
مشاهداتی ساده و دردناک
ینها فقط مشاهداتی است از یک سفر بسیار کوتاه با هواپیما...هرچند گاهی نتیجه ای کوتاه و خیلی شخصی میگیرم اما آنها را خیلی جدی نگیرید. بیشتر در باره مشاهداتم فکر کنید. ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط محمد رضا نوروزی در 85/08/13 و ساعت |
کتابخونه 3
واما کتابخونه این مدت کمی کمتر کتاب خوندم.سرم شلوغ شده (کمی) وتنبل شدم(خیلی)و کتابهای سنگینتری را دست گرفته بودم.اما به هرحال ینا رو خومدم.شما چی؟ چشم اندازها-انقلابهای علم در قرن بیست و یکم/میچیکوکاکو/ترجمه یوسف اردبیلی/ققنوس/1381 این یک کتاب خیلی خوب برایانقلابهایی که میتوان در آینده انتظار داشت و شناخت ماهیت علوم مدرن میتواند محسوب شود. به خصوص کخ نویسنده آن یکی از اهالی شرق دنیاست. نگرش علمی/ودینگتن/ ترجمه احمد صبوری/پویش/کتاب الب و نسبتا قدیمی است. ترجمه آن به حدود سالهای 60 بر میگردد. به خصوص برای آها که به جامعه شناسی علم توجه دارند توصیه اش میکنم. علم ومدرنیته ایرانی/تقی آزاد ارمکی/موسسه تحقیقات و توسعه علوم انسانی/1385 کتابی جالب و ایرانی در باره جامعه شناسی مدرنیته ایرانی از آغاز تا کنون. این کتاب خیلی تلاش کرده تا تصویری مدرن شده از مدرنیته ایرانی، تلاش برای رسیدن به علم روز نزد ایرانیان و دلایل نرسیدن ما به آن را توصیف کند. کتاب با ارزشی است. قدرت اسطوره/جوزف کمبل/ترجمه عباس مخبر/نشرمرکز/1377 بالاخره تمام شد. مدتهاست که این کتاب را دست میگرفتم و بعد کنار میگذاشتم. اما بالاخره باهاش کنار اومدم. البته دلیلش رو هم میدونم . پیش نیازهای خوندنش رو نداشتم.اما بالاخره جور شد. کتاب را به اونهایی که به اسطوره شناسی علاقمند هستند توصیهع میکنم. چیزهای جالبی در باره اسطوره و ایران و...توش پیدا میشه. ژاپن روح گریزان/نلی دله/عپاشایی/روزنه/1382 برای سومین بار خوندمش.کتابی برای آشنا شدن با ژاپن و افکار و روحیات ژاپنی هاو دنیایی متافیزیکیشان.خوندنش را به همه توصیه میکنم. گلهای رنج/شارل بودلر/ترجمه محمد رضا پارسایار/هرمس/1380/ مجموعه ای لطیف از اشعار زیبای شارل بودلر فرانسوی... مرغ عشق میان دندانهای تو-ترانه های عشق ومرگ/فدریکوگارسیالورکا/احمدپوری/نشرچشمه/1381 /مجموعه ای از عاشقانه های لورکا ... |+| نوشته شده توسط محمد رضا نوروزی در 85/08/13 و ساعت |
حکایت من 1
از 1371 در حال تدریسم.دبستان دبیرستان دانشگاه . دانشجوی لیسانس تا دکترا ، پایان نامه.تز. میکروبیولوژی ، نجوم ، پزشکی نقاشی ، عکاسی .... همیشه تلاش کرده ام که روز آمد باشم و با تکنیک های متنوعی قادر به تدریس باشم . هدفم از تدریس نه تنها یاد دادن و ارائه یک دانش بوده بلکه دلم میخواسته که همراه با انتقال دانش ، علم را هم بیاموزانم.یاد بدهم که چگونه یاد بگیرند، تحلیل کنند ، ببینند و...همیشه هم لذت می بردم.خیلی.خیلی زیاد. هرگاه از چیزی ، کسی ، کاری یا روالی ناراحت بودم و غمگین با تدریس و لذت ناشی از آن خودم را به دلم سپردم و گام به گام درون یک فضای پر شده از رویا حل می شدم. اما حالا چند وقتیه که نگرانم . غمگینم و خسته .هر از گاهی این احساس که ناشی از خستگی فیزیکی بود به من دست می داد . اما امروز دیگه با تدریس خستگی هام رو نمی تونم کم کنم. درس که می دم خسته می شم. یک دلیل بد هم دارم: الان بعد از این همه سال می بینم بهره وری تدریسهام خیلی کم بودند . خیلی کمتر از اون انرژی ای که گذاشتم .یک جورایی حس بیهوده کاری دارم . نگرانم .خودم را می شناسم. خیلی خوب . این حس اصلا برام زیبا نیست... ...کاش می ماندم میان روز و شب آرزوهای مرا نه سپیدی سحر و نه سرخی غروب هیچ یک با خود نمی برد تا افق کاش می ماندم میان روز و شب... |+| نوشته شده توسط محمد رضا نوروزی در 85/08/09 و ساعت |
حکیمانه 6
مدل سازی فیزیکدانانه از طبیعت( روایت واقعی است . به گیرنده های خود دست نزنید....) سوال:چرا برخی جانوران خونسردند؟ |+| نوشته شده توسط محمد رضا نوروزی در 85/08/07 و ساعت |
تا خدا نخواد چیزی نمیشه...
داستان شیشه شکستن من برای ورود به منزل مسبوق به سابقه است . بارها این کار را با منزل پدری انجام داده ام و یک دوباری هم با منزل خودمون.این دفعه آخری ، همین یک هفته قبل بود( شرح آن را در بخش آخر سفرنامه ام به دور کویر می خوانید) اما به هر حال، پریروز رفتم شیشه بری تا شیشه ای به فراخور اندازه قاب برای در ورودی منزل بگیرم . قبلش با تمام دقت اندازه زدم و به آقای شیشه فروش دادم. او چون مشغول کار دیگری بود به قاعده ، کمی منتظر ماندم تا شیشه مرا ببرد و به من بدهد. بر حسب عادت مالوف به گپ و گفت با او مشغول شدم . آدم کار کشته ای بود و به قول خودش بیشتر شیشه های این محل را او کار کرده و انداخته . دستانش پر از آثار بریدگی بود و البته در حین کار و صحبتی که من می کرد هم یکبار دستش را کمی برید . به او گفتم چرا از دستکش های مخصوص استفاده نمی کند تا هم خیالش راحت باشد و هم مشکلی برایش رخ ندهد؟ نگاهی عاقل اندرسفیه به من انداخت و با تبختر گفت: ما که تازه کار نیستیم ، این کارا مال جووناست . من عمریه تو این کارم . دیگه به بد و خوبش عادت کرده ام و... بالاخره شیشه را گرفتم و بردم منزل ...در مسیر چیزی اذیتم میکرد: چرا راننده های تاکسی به دلیل اینکه سرد و گرم رانندگی را چشیده اند ،کمربند ایمنی را نمیبندند؟ چرا سر کارگر عمرانی به دلیل اینکاره بودن کلاه ایمنی را برسر نمیگذارد؟ چرا متصدی آزمایشگاه پزشکی ، به دلیل مهارت ،مراقب سلامتی اش نیست؟ چرا رفتگر محل به دلیل سروکار داشتن روزمره ، از ماسک استفاده نمی کند؟ چرا تراشکار ماهر ، به دلیل سابقه فراوان از عینک محافظ استفاده نمیکند؟ و.... می دانید؟من فکر می کنم آمار چیز خوبی است .یک راننده ، تراشکار ، پزشک و... به دلیل تکرار یک مورد کاری با ریسک بالا، بیشتر در معرض خطر قرار دارد. پی نوشت:به لطف آقای شیشه بر ماهر(که حدود 2/1سانتیمتر خطا در اندازه گیری داشت) و ریاست جمهور کارکشته( که اعمال تغییرات ناگهانی را بخشی از مدل مدیریتی خود کرده است) ورودی ساختمان ما بدون شیشه است . |+| نوشته شده توسط محمد رضا نوروزی در 85/08/05 و ساعت |
دور تا دور کویر 2
و این هم بخش دوم سفرنامه ، با عنوان دور تا دور کویر. بیشتر عکسهای این بخش را در بخش بعدی خواهید دید. این موضوع به دلیل آماده سازی تصاویر است. ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط محمد رضا نوروزی در 85/08/04 و ساعت |
این ما نیستیم که زندگی می کنیم،این زمان است که مارا می زید*
بامداد 3 آبان 1374(یعنی 11 سال قبل) خبری بر خبر های غم افزای آن زمانه اضافه شد. پیکر بی جان احمد میرعلایی ، نویسنده و مترجم بی همتای ایران در نزدیکی محل کارش یافته شد.او از ابتدای روز 2 آبان ربوده شده بود و همان شب جنازه اش را یافتند. من نخستین بار شیوایی زبان میر علایی را با"سنگ آفتاب"( شعری از اکتاویو پاز) دریافتم . این مربوط به همان زمانی میشود که با کتاب "چشمان آبی" با ادبیات هیجان آور آمریکای لاتین مانوس شده بودم. "هزار توهای بورخس" نیز اثری زیبا و به یادماندنی از مجموعه ترجمه های میرعلایی بزرگ است.
احمد میر علایی اکتاویو پاز
امشب دلم "هوای سنگ" آفتاب کرده. بلند میشوم ، از غرب ِ غرب راه می افتم تا شمال تهران. کتاب سنگ آفتاب را از خانه پدری بر میدارم و به یاد یک ظهر خلوت و زیبای اوایل پاییز میخوانمش ، یادت هست؟
بیایید با یاد میر علایی چیره دست آن را با هم بخوانیم:
فواره ای بلند که بادکمانی اش می کند ،
ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط محمد رضا نوروزی در 85/08/03 و ساعت |
|
درباره وبلاگ
![]() اول از همه:نام وبلاگم را از نام دبستانی که در آن درس خواندن راآغاز کردم وام گرفته ام.
و بعد:محمد رضا نوروزی هستم . خیلی ها با نام پژمان منو می شناسند. یه معلم حرفه ای ....عاشق علم ( میکروبیولوژی ،تاریخ علم ، ریاضی و نجوم آماتوری) هنر ( به خصوص نقاشی و مجسمه سازی ) و ورزش ( به خصوص سوارکاری ) و طبیعت وسفر .خیلی کم در رشته ی تخصصی ام فعالیت می کنم و بیشتر به عنوان آموزش دهنده علوم(به خصوص نجوم) شناخته شده ام.الان آماده میشم برای تحصیل در دکتری مدیریت آموزش.(دومین دکتری ایی که خواهم گرفت) تو این وبلاگ هم قصد دارم به جنبه های مختلف علم تو زندگی ما ایرانی ها بپردازم . البته آدم نقادی هستم وخیلی هم تند و بی پرده مینویسم . قوانینی هم برای خودم دارم شما هم اگر میخواهید در این وبلاگ چیزی بنویسید از آن پیروی کنید در غیر اینصورت دلیلی برای نمایش نوشته های شما ندارم( هرچند روز اول این کار رو نکردم چون این قوانین رو نگفته بودم ) : مودب . بی پرده و رک . دقیق و هوشیار . مستند و بدون غرض ورزی . منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
آبان 1388اسفند 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 آرشيو موضوعی
کتابخونهمحیط زیست نقد جامعه نجومی تعاریف علمی سفر نامه حکیمانه جامعه ما یاد واره بزرگان آموزش-نجوم میکروبیولوژی و علوم جانبی طنازی های علمی آسمان و ریسمان پيوندهای روزانه
موزیکولونیاآرشيو پیوندها پيوندها
باغ خودم(کاکلی)این وبلاگ دیگر من استوبلاگ پوریا ناظمی وبلاگ ناصر کرمی كافه ناصري cyber- cafe وبلاگ فرخنده ملکی فر ,وبلاگ محسن شادمهری هم وردا وبلاگ بهنام نیکبخت(14 به در) وبلاگ چشمه حکمت تاژ وبلاگ مژگان جمشیدی(دیده بان محیط زیست ایران) وبلاگ محمد درویش(مهار بیابانزایی) وبلاگ امیر محمد گمینی(سقف بلند) وبلاگ نیما همدانی گل سرخ باغ زندگی (رزا بداغی) انجمن نجومی اکلیل(لاهیجان) گذر گاه(آرزو دهقان فر) خاطراتی زیبا از ینگه دنیا(من و روزبه و مانی) جستار(مرتضی نوروزی) تا خورشید(سیما قاسمی) پسر فهمیده در سیاره ی یخی یک دیده بان برای طبیعت ایران رده بندی دانشگاه های جهان وبلاگ بانو ایراندخت بنیاد توسعه فردا آینده نگری سایت مجله نجوم آسترونومی لیگ پارس اسکای. بهترین خبررسان نجومی ایران سایت مرجع برای ماه شناسها وبلاگی تازه برای باکتری شناسی بهترین تصاویر نجومی روزانه وبلاگ مسعود رفیعی راوندی آسمان ایرانی وبلاگ رضا منجمی وبلاگ هادی طباطبایی(گردون سپهر) بنياد نصر بركه ي فلسفه آسمان ايران از ديد ندا زمین از فضا قالب های حرفه ای وبلاگ ابزار وب فارسی امکانات
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |