
دیشب سوار ماشین همسرم شدم. این اولین تجربه رانندگی او بود . موقع بازگشت به منزل( ساعت حدود 2 بامداد) وقتی داخل شهرک شدیم و از بلوار اصلی به داخل پارکینگ می پی چیدیم ، مریم ( همسرم) زیر لب زمزمه کرد که : "حالا هم که کسی نیست " و...و بدون روشن کردن راهنما داخل فضای پارکینگ شد...من هم که منتقد دست به نقدی هستم...خلاصه اون ساعت شب صحبتم را آغاز کردم ...اما در حین صحبت کردن و لزوم استفاده و اجرای قانون در هر حالت...ناگهان یاد کارتون پت پستچی افتادم....یادتونه...توی اون روستای کوچیک تنها خودرویی بود که رفت و آمد می کرد.اما در تمام قسمت های این کارتون ماشین پت در گذر از هر کوچه و راه باریکه ای راهنما می زد و توقف کامل سر تقاطع ها داشت و ...
واقعا با داشتن این کارتون و بسیاری برنامه های دیگر که از کودکی تا بزرگسالی همراه همه کودکان ( مثلا انگلیسی و....) نباید انتظار داشت که آنها زندگی آرام تر و سالم تری داشته باشند؟... و آیا در نبود این برنامه ها( به عنوان یکی از ابزار های آموزشی) در ایران ، نباید انتظار داشت که آمار کشته شدگان ایرانی در تصادفات رانندگی بالاترین حد جهانی را داشته باشد؟
نوشته ای از سوی سیمرغ به دستم رسید . این نوشته به شکل یک نظر در بخش نظرات مربوط به متن قبلی آمده بود. از آنجا که پاسخ به این نوشته خیلی شخصی میشد و شاید مورد علاقه همگان و اهداف وبلاگم نباشد آن را در
وبلاگ دیگرم ( کاکلی) درج کردم.دوست داشتید می توانید به آن سری بزنید و بخوانید.
این ماهی که داره تموم میشه خیلی خوب بود...کلی خوندم( کتاب) دوباره ولع کتاب خوندن افتاده تو جونم( البته واقعیت اینه که به جز 3 سال/از 1381 تا 1384 بقیه زندگیم همینطوری بوده) یک کار مهمی که فکر کنم باید همه ما انجامش بدیم معرفی بهترین ها به همدیگر و تشویق هم به انجام آنهاست( امر به معروف!؟!!!)
به هر حال این ها چیزایی بوده که این روزا خوندم ....بهتون توصیه می کنم بر حسب علاقه و زمانتون بخونیدشون:
دو مجموعه داستان و یک رمان:
خوبی خدا ( مجموعه ای از داستان های کوتاه آمریکایی/ انتخاب و ترجمه مهدی حقیقت / نشر ماهی)
مترجم دردها (مجموعه ای از داستانهای کوتاه/ جومپا لاهیری/ ترجمه مهدی حقیقت/نشر ماهی)
همنام ( جومپا لاهیری/ ترجمه مهدی حقیقت/نشر ماهی)
هر سه کتاب را به راحتی می تونید تو ماشین و در زمانهای مرده تان بخونید. نثر های روان و زیبا و داستانهایی شیرین از جمله ویژگی های این سه کتاب است. کار های جومپا لاهیری را( اگر داستان کوتاه دوست دارید) حتما دنبال کنید.
در جستجوی امر قدسی(گفتگوی رامین جهانبگلو با سید حسین نصر/ ترجمه سید مصطفی شهرآیینی/نشر نی)
این کتاب رو پوریا ناظمی بهم معرفی کرده.
یه جور بیوگرافی کامل از نصر است. بسیار زیبا از دوران کودکی تا کنون. در این کتاب بحث های متنوعی از تاریخ ایران را از یک سند دست اول و زنده می شنوید و از آن مهمتر با عقاید یکی مهمترین متفکران ایرانی هم روزگار مان آشنا می شوید . برای خواندن این کتاب نیز شاید لازم نباشد زمان زیادی وقت صرف کنید. کتاب نثر روان و زیبایی دارد( ترجمه ای به نسبت خوب دارد) . من خودم بخش زیادی از این کتاب را در میان روز و زمانی که از یک محل کار( مثلا دانشگاه ، به بیمارستان یا IDSS) و به رصد خانه می رفتم خواندم.
کتاب لک لک ها بر بام(میندرت دو یونگ/کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان)
اگر هم سن و سال من باشید و اهل خواندن هم بوده باشید به احتمال قوی این کتاب را در نوجوانیتان خوانده اید.داستانی شیرین و زیبا... از چند بچه هلندی که در اثر یک اتفاق و یک ندانستن ساده( آنها هیچ اطلاعاتی از لک لک ها نداشتند .چون هیچ لک لکی در دهکده آنها زندگی نمی کرد) راهی برای کشاندن لک لک ها به روستایشان پیدا میکنند....)
حالا پس از این همه سال با یک سوال ساده از سوی "بهار" یاد این کتاب افتادم و... یک بار دیگر آن را از سر تا ته خواندم....محشره....برای خوندن این کتاب هم زمان زیادی لازم نیست صرف کنید.....
و در آخر کتابی تازه منتشر شده از سید حسین نصر با نام دین و نظم طبیعت ( ترجمه انشائ اله رحمتی و چاپ شده توسط نشر نی)
این یکی رو تازه شروع کرده ام( حدود نیمی از کتاب رو خوندم) اما یک کتاب بسیار مهم در باره طبیعت و ادیان و مکاتب فکری ( به خصوص الهی) و ارتباطشون با همدیگه هست.کتابیست که باید با دقت و صرف زمان زیاد اون رو خوند.اما به هر حال فکر کنم برای هر متفکری خوندنش لازمه. به زبان فارسی چیزی در این حیطه فکری نداریم....اما در انگلیسی یک کتاب هست ( درست ترش اینه که بگم یک کتاب من خوندم )با نام A sacred place to Dwell که این هم کتاب بسیار ارزشمندی است.اگر اشتباه نکنم این کتاب را از کتابخانه بنیاد دانشنامه بزرگ فارسی قرض گرفتم...
این روز ها چند بار شده خبری با این مضمون در یافت کنید که :
مریخ به کمترین فاصله اش از زمین میرسه و حتی شاید بتوان آن را هم اندازه ماه دید.؟
تقریبا هر سال همین مواقع این خبر دست به دست و دهان به دهان و میل به میل به همه میرسه.حتی گاهی به زبان انگلیسی و از مراجع غیر ایرانی. به عبارتی این مساله عالمگیره و اصلا مختص ما ایرانی ها نیست . این بار آش اونقدر شور شده که حتی صدای اسکای اند تلسکوپی ها هم در اومده.
اما جالب توجه تر از همه این که این روزا( یا درست تر اینکه این شبها اصلا مریخی در کار نیست . به عبارتی اصلا مریخ در آسمان شامگاهی دیده نمیشه که حالا بخواهد از ماه بزرگتر دیده شود یا نه.
اما اینجا اونچه که مهمه نوع خبر رسانی است .
این سالها گروهی که با نام انجمن نجوم آماتوری ایران فعالیت میکنه و الحق هم ، بسیار با پشت کار هستند نوعی خبر رسانی را در نجوم ایران باب کردند که من به آن خبر رسانی هیجانی نام میدهم. در این شیوه خبر رسانی به منظور ایجاد هیجان وجلب نظر مخاطبین از تیتر ها و نکته های هیجان آور استفاده فراوان میشود. امید این نوع خبر سازان نیز این است که با این روش نظر مردم را به سوی نجوم جلب کنند تا در نهایت خدمتی به جامعه شود....اما دریغ از اندکی تفکر که به هر حال ما نباید نقض غرض کنیم که...
اینکه ما باید مردم را به سوی مفاهیم علمی بکشیم و علم را به زیبایی و حتی هیجان برایشان معرفی کنیم درست .اما به یک نکته مهم دقت کنید....ما باید علم را برایشان مهیج کنیم نه ضد علم را....اینکه در این شب مریخ بزرگتر از ۵۰۰۰ یا ۵۰۰۰۰سال قبل ( یا بعد ) دیده می شود...بشتابید که تموم شد...یا مثلا اینکه در این شب بارش شهابی دیده میشود ....برای دیدن بارش شهابی به شمال شرق آسمان نگاه کنید ...( با تیتری مثل این: آسمان ایران امشب شهاب باران می شود)...یا تیتری مانند این که : امشب همه سیارات منظومه شمسی در آسمان نزدیک هم دیده میشوند( حتی ادعای نشان دادن ۹ سیاره منظومه شمسی در آسمان با تلسکوپ)و...
اینها ضعف های خبر رسانی علمی در ایران است....اینها بی توجهی به مقوله علم و اینکه بابا بالاخره علم هم برای خودش حساب و کتاب و دفتر و دستکی داره....اینها بخشی از روزنامه نگاری است که به روزنامه نگاری علمی مربوطه و البته هنوز از ساده ترین بخش های اون به حساب میاد...
ظرافت های آموزش و نگارش بسیار زیاد است.شاید تیتر زنی که این تیترها را می نویسه به راحتی توجیه کند که منظور من از این تیتر اینه که مریخ به کمترین فاصله رسیده است....همین و بعد وجدانش را آسوده کند که به من چه که مردم شلوغش میکنند؟و بعد هم به راحتی به من ( و امثال من) بگوید که شما هم زیادی سخت میگیرید یا شما معلوم الحالید و ...
اما بیایید یک بار دیگر مرور کنیم....امشب مریخ به کمترین فاصله از زمین میرسد و در ایکس سال آینده و گذشته هم به این فاصله نرسیده است و به همین دلیل بزرگتر از همیشه در آسمان دیده میشود.
خوب حالا ( با آنکه میدانم سخت است) بیایید جایمان را با کسی که نجوم بلد نیست عوض کنیم.
یک سیاره مهم( مریخ) به زمین خیلی نزدیک شده و تا هزاران سال قبل و بعد هم دیگر به این فاصله نمیرسد... از دید یک آدم معمولی این در ابتدا یک فاجعه است....شاید روی زمین اثر بد بگذارد و...اما با ادامه مطلب خیالش راحت میشود چون در خبر آمده که میتوانید مریخ را در نزدیکی ماه یا در فلان جای آسمان ببینید..."پس حتما دیدنش ضرری ندارد وگرنه رادیو تلویزیون که توصیه به دیدنش نمیکنه"
اما موضوع دیگر اینکه: باور کنید در این حالت مریخ فقط چند متر (حتی نه در حد کیلومترها) به زمین نزدیک شده. حالا با این تیتری که زده شده چه میکنید؟بگذریم
حالا این مریخ چقدری هست؟"توی خبر ها نوشته بزرگتر از همیشه تو آسمون" خداییش شما به عنوان یک آدم بی اطلاع از آسمون ونجوم این حرفها، بزرگترین چیزی که در آسمون میشناسید چیه؟"معلومه دیگه....ماه"و"پس این شبا مریخ باید چیزی تو حد و حدود ماه باشه"
میبینید به همین سادگی این اتفاق می افته! و شما دلخوشید که توی متن خبرتون نوشتید که در این شب مریخ به اندازه نیم دقیقه قوس ( یا...) دیده میشود....اما میدانید که نیم دقیقه قوس از دید یک آدم غیر نجومی چه معنی میده....؟
به هر حال من فکر میکنم همانطور که برای لوله کشی منزلتون به متخصص مراجعه میکنید ( یا اگر خودتون دست به آچار میشید حتما قبلا چیزی از لوله کشی بلد شده اید) خواهش میکنم برای نوشتن مطلب علمی عمومی هم به متخصصش مراجعه کنید یا قبلا خودتون در بارش یه چیزایی فرا بگیرید...باور کنید ضرری نداره که لوله کشی منزلتون درست انجام شده باشه....
خوبه سری به دوست قدیمی ام شادبانو هم بزنید او در این مورد مطلب خوبی نوشته...
در مورد پستی که قبلا خواندید با نام" آنکه باد می کارد":
خیلی ها ایرادهایی گرفتند که این تصاویر واقعی نیست ( مثلا محمد) و لینک هایی را فرستادند و...برخی های دیگر هم که خیلی جدی از این پست حمایت کردند و ...
اما این بار می خواهم تصاویری برعکس آنچه که قبلا دیدید برایتان نمایش دهم.این کار را می کنم چون از اصول این وبلاگ ، زندگی شخصی خودم و آنچه که به آن نگاه دقیق و نقادانه برای رسیدن به دنیا های بهتر می گویم ، صداقت و مستند بودن و عدم غرض ورزی است....

آموزش برنامه استشهادی برای نوجوانان حزب الله
آموزش نظامی برای کودکان لبنانی
؟؟؟؟؟؟
اما به هر حال نگاه شخص من به اسرائیل و صهیون ها چیزی غیر از در خواست ، آرزو و تلاش برای نابودیشان نیست و صد البته اینکه ، در هیچ جنگی برنده وجود ندارد.حتی اگر نیمی از طرفین درگیر این جنگ ، به منظور دفاع ( و نه جبهه گشایی) در جنگ درگیر شده باشند.
این خبر داغه...چون تازه گرفتمش...چون مهمه....اما خنکه ...توی این گرمای تابستون لذت بخشه...
امیدوارم مثل نون سنگک داغ لذیذ باشه و مثل جاری چشمه ای کوچک که از دل سرزمینم بیرون میاد پایدار و لذت بخش...:
«آينده نو» ميآيد ... براي همهي ايرانياني كه به طبيعت ارزشمند وطن عشق ميورزند و عميقاً نگرانند كه آيا سرانجام اين امانت ناهمتا را ميتوانند به فرزندان و آيندگانِ پاكنهاد اين بوم و بر منتقل كنند يا در پيشگاه تاريخ در شمار شرمساران طبقهبندي خواهند شد؟! بيگمان خبر انتشار روزنامهي آيندهي نو، آن هم در اين وانفساي انفجار خبرهاي متراكم تلخ محيط زيستي، خبري گوارا و اميدبخش ميتواند به شمار آيد. چرا كه يگانه روزنامهي فارسي زباني خواهد بود كه داراي دستكم يك صفحهي ثابت اخبار و تحليلهاي زيستمحيطي است و علاقهمندان محيط زيست را ميتواند به صورت روزانه از آخرين و جديدترين رويدادهاي اين حوزه در ايران و جهان آگاه سازد. اين خوشحالي و اعتماد به تداوم انتشار اين روزنامه هنگامي دوچندان خواهد شد كه بدانيم يكي از جسورترين و مشهورترين خبرنگاران اين حوزه؛ خبرنگاري كه در دورهي جديد مديريت همشهري، ديگر تحمّلش دشوار شده بود! مسئوليت بخش محيط زيست را در آينده نو برعهده خواهد داشت؛ روزنامهاي كه مرد شمارهي يك آن، كسي نيست جز سيّد محمّد خاتمي؛ يكي از معدود رؤساي جمهوري كه نه فقط براي طرفداران محيط زيست در ايران، كه در جهان مورد احترام بوده و كماكان براي انتشار نظريات پيشبرنده و روشنگرانهاش در اين حوزه مورد حرمت و احترام است.
مردي كه ميگويد (اطلاعات، ش 22096، ص 7): «اختلاف عمدهاي كه ميان ما و تمدّن جديد با تمدّنهاي گذشته وجود دارد، اين است كه انسان در اين تمدّن بيش از آنكه به تعامل با طبيعت بيانديشد، به تصرف در طبيعت ميانديشد.» و ادامه ميدهد: «از بحرانی ترين و مهمترين مسايلی که انسانِ روزگار ما با آن روبرو است، مسألهي محيط زيست است.»
فردا صبح (21 مردادماه 1385) شمارهي صفر «آينده نو» را ميتوانيد بر روي پيشخوان - اين سالها كم رونق - كيوسكهاي مطبوعاتي شهر ببينيد؛ شمارهاي كه تا يك هفته تجديد نخواهد شد! امّا از روز 28 مردادماه ميتوانيد و ميتوانيم هر روز به استقبال «آينده نو» رويم.
قدمش مبارك باد ...
این مطلب را ناگهانی در وبلاگ دوست نادیده ام محمد درویش دیدم...
"شکار شیر هم در این جا پیدا می شود.قوچ و میش و بز و پازن و کبک و گراز و خرس اینقدر هست که زدنش دیگر اهمیتی ندارد .....اردوی ما 2500 نفر در کمال خوبی می شدیم ....سی چهل روز در این جا هیچ شب و هیچ روز در این اردو می توانم از روی جرات بگویم کسی که گوشت شکار و کبک نمی خورد نبود..."
این بخشی از خاطرات ظل السلطان است در باره یکی از اردوهای شکار که در منطقه اردکان فارس نوشته شده است....
ظل السلطان بخش مهمی از زمامداری ایران در عهد قاجارها ( به خصوص دوران حکومت ناصری) را بر عهده داشته است .او حاکم ولایت اصفهان ( که در آن دوران به واقع نصف جهان بوده) بوده است....
در ادامه این مطلب مطالب جالبی خواهید خواند....ادامه بدهید...

ادامه مطلب
۱ ) دیدن فیلم حیات وحش ایران ( کاری مشترک از ایرانی ها و بی بی سی) درست بعد از دیدن صحنه هایی از مشروطیت ایران( توی فیلمی که تلویزیون به مناسبت صدمین سال مشروطیت پخش کرد)...می تونه حس خلاقیتت رو تحریک کنه...به خصوص اگر به دلیل کمی بیماری مجبور به استراحت ( مثلا مطلق ) باشی...
3) شب که وبلاگم رو چک می کردم تا پیغام های دوستان را تایید کنم ( اینم از اون کاراست ها) نظری از محمد درویش دیدم که برام نوشته بود:
آقای محمدرضا نوروزی عزیز
محیط بانان عاشق اما گمنام طبیعت ارزشمند ایران به حمایت شما نیازمندند، آیا دست یاری شان را میفشارید؟
جواب این سوال اونقدر سرراست هست که راحت بگم....البته....
بد نیست شما هم سری به این سایت بزنید...
این سایت یک ارزش دیگه هم برای من داشته....خیلی از دوستای قدیم رو از طریقش پیدا کردم...مثلا
پیام احتصابیان...خیلی وقته که ندیدمش...( درست ترش اینه که بگم چند سالی هست)...الان یه محیط زیستی تمام عیار باید باشه...
۴)دوستان به که ز هم یاد کنند....دل بی دوست دلی غمگین است....
خوندون یه فاتحه ساده برای سعدی بزرگ هم بی ضرره.
۵) خیلی وقته ( بعد از اونکه بیشتر مجلات زیست محیطی و گردشگری و ...را بستند یا بسته شدند) و دوستی های ارزشمندم آرام آرام پاک شدند...مطلب زیادی در باره محیط زیست ننوشتم...اینجا این کار رو آغاز مجدد می کنم...قول می دم پست بعدیم حتما یه نوشته زیست محیطی باشه...
۶ )ضل السلطان را می شناسید؟ او بخش مهمی از تاریخ ایران را به خود اختصاص داده است.وی پسر شاه شهید ( ناصر الدین شاه) بود که حکمرانی اصفهان را در دست خود داشت.بسیار خاطرات زیبا و هیجان انگیز از این شاه جزء ناصری باقی مانده است که می تواند مایه عبرت و صد البته شادی شعف عام باشد...
۷)این مشروطیت هم از اون حرفاست ها...چی مشروط به چیه؟
۸)امان از این سیاست .دست از سر هیچ یک از ما ایرانی ها بر نمی داره.عینهو فوتباله...
۹)اگر کفتید این نوشته ها چه ربطی به همدیگر ، من و شما دارد؟
تولد اما علی علیه السلام به همتون مبارک باشه...
خیلی اهل این بازی ها نیستم....اما کمی و فقط کمی به گفته ها ونوشته های آدم های مقدس( اسلامی و غیر اسلامی) توجه کنید....اول از همه این که اینان فراوان نکات عملی و کمّی دارند...متاسفانه تو این کشور همش میچسبند به گزارههای کیفی از بزرگان...( تقصیر دولت هم نیست....همه ما آدمای ایرانی این کار رو میکنیم) مثلا دوست داریم بچمون خوب باشه...اما هیچ وقت به بچمون نمیگیم خوب بودن یعنی چه...میگیم خدا عاقبت همه را به خیر کنه...وقتی میپرسی ای عاقبت خیر یعنی چی...میگویند...سر خانه زندگیش بره....شوهر/زن خوب گیرش بیاد...کار وبارش بد نباشه ....و خزعبلاتی مثل این...و البته نگفته واضح هست که با این وصف ۹۹ درصد آدمای ایران و شاید جهان آدم های عاقبت به خیری محسوب میشوند...
به هر حال....بزرگان دینی( و بسیاری از بزرگان غیر دینی هم) نکات عملی و کمّی دارند که توجه به آنها می تونه کمک خوبی برای زندگی باشه...مثلا...نگاهی به توصیه نامه علی (ع)به مالک اشتر برای زمامداری بکنید...
یه متن کوچولو هم تو اون باغ هست....
امروز توی رصد خانه سر کلاس ، با نمایش چند اسلاید تاریخ نجوم ، به تصویری از یک کودورو که نمونه آن در موزه ملی ایران ( ایران باستان ) بود رسیدم....از بچه ها پرسیدم این چیه؟ کسی نمی دانست....پرسیدم تا حالا کی موزه ایران باستان رفته؟
وحشتناکه.... از 38 نفر حاضر ....فقط 7 نفر...
این پست همینطوری و بدون هیچ دستکاری از روزنامه همشهری پنجشنبه ۱۲ مرداد ۱۳۸۵ برداشته شده....فقط همینطوری گذاشتمش تا بخونید...
تصاوير شفاف از توفان ها در سطح مشتري
گروه علمي فرهنگي- ستاره شناساني از دانشگاه بركلي با استفاده از رصدخانه غول پيكر Keck در هاوايي موفق به ثبت تصويري از سياره مشتري و دو توفان بسيار بزرگ آن شدند.
اين تصوير منحصربه فرد از نوع تصاوير مادون قرمز بوده و در آن به خوبي دو توفان بسيار بزرگ Great Red Spot Oval BA ديده مي شود.
اين تصوير با استفاده از سيستم اپتيكي تطبيقي اين رصدخانه براي شفافيت هرچه بيشتر تصوير گرفته شده است. با اين حال ستاره شناسان هنوز علت وجود اين نقاط قرمز رنگ را نمي دانند.
شما اینجا چیزی از مشتری میبینید....یا نقاط قرمز....باید یه سر به چشم پزشکم بزنم....
. بالاخره در باره مقاله ایرانی ها در نیچر نوشتم.این بالاخره هم داستانی دارد!!!(البته در جام جم این هفته مقاله دیگری به شکل یک ستون خواهم نوشت....و باز هم البته پس از انتشار ،آن را در این وبلاگ نیز قرار خواهم داد)
حتما تا حالا دیگه می دونید که سه ایرانی( دکتر استکی،آرش ( از دوستان قدیم)و روزبه کیانی مقاله ای با نام Microstimulation of inferotemporal cortex influences face categorizationنوشته اند که در نیچر منتشر خواهد شد(فعلا روی وب سایت نیچر میتونید بخوانیدش). این یک افتخار و یک حرکت واقعی رو به جلو برای کشور ماست و به گمانم باید آن را حسابی تبلیغ کنیم. شاید بدونید ( شاید هم نه) که نیچررا می توان معتبر ترین مجله علمی دنیا دانست . خیلی ها آرزو دارند در این مجله مقاله ای منتشر کنند( خود من و گروهی که با هم در دانشگاه کار می کنیم و البته دوستان دیگری مانند نیما و ... تا به حال برای این کار مهم خیز برداشته ایم و البته به دیوار خوردیم) به هر حال به قول مریم اینا برای جلوگیری از هر نوع شامورتی بازی و به قول خودم برای اینکه نشان دهیم در ایران هم می توان کار کرد بد نیست که این اتفاق خجسته را به هم دیگر معرفی کنیم و به آن ببالیم . ببالیم ! نه آنکه الکی توی بوق و کرنا کنیم و از آن برای خودمان شال و کلاهی بدوزیم .(مثل آنچه که ایسنا انجام داده...)
چند روز قبل مسعود در به در به دنبال گرفتن اجازه خروج از کشور بوده. باید به عنوان همراه تیم المپیاد نجوم به هندوستان سفر کند.موردی را برایم تعریف کرد که جالب است شما هم بدانید:
ادامه مطلب
بالاخره اولین ترجمه متنی فرانسوی را انجام دادم.شعر زیبایی از پل الوار...
البته متن فارسی و فرانسه آن را در وبلاگ دیگرم میتوانید بخوانید....نمی دانم چه اندازه درست ترجمه شده یا حس فرانسوی آن را درست از آب در آورده ام .اما به هرحال...به قول آن ضرب المثل معروف( با عرض پوزش از همه خانمهای محترم)
ترجمه مثل زن است، اگر زیبا باشد وفادار نیست ، اگر وفادار باشد زیبا نیست ...
هر پدیده ای که در دنیا دیده شود ابتدا مورد توجه خاص دانشمندان قرار میگیرد. آنها با توجه و دقتی مثال زدنی دنیا ...
ادامه مطلب
امشب در اخبار شبکه 3 سیما از مسئول ارتباطات سیار مخابرات دلیل نرسیدن بسیاری از sms ها به مقصد های مورد نظر فرستنده را جویا شدند. ...ایشان فرمود:
ادامه مطلب
پروفسور عبدالسلام, دانشمند پاکستاني و برنده ي جايزه ي نوبل فيزيک, ضمن سخنراني خود در دانشگاه استکهلم - سپتامبر 1975, نقل خاطره اي مي کند که بازگويي آن با توجه به فضاي حاکم و تحولات روز جهان جالب به نظر مي رسد.
دغدغه ي محوري سخنراني بررسي واقعيِ اين مطلب است که چه کنيم تا شکاف بين کشورهاي ثروتمند و فقير را کم کنيم...
به قول چشمه خواندن و باز خواندن "آرمانها و واقعیت ها" گزیده مقالات عبدالسلام را به همه توصیه کنید...
ادامه مطلب
بچه های اسراییلی روی بمب هایشان یاد
گاری مینویسند و امضا میکنند و بعد...
و بعد آنها را به کودکان لبنانی هدیه می دهند...


نمی دانم باز هم دارم سخت گیری میکنم...یا دارم "دگماتیزمی" یا "ایده آلیستی" به دنیا نگاه می کنم یا نه....اما می دانم...به قطعیت میدانم ...که باید حساس و هشیار و دقیق بود...
see:aim islam
دوست خوبم، چشمه این موضوع را برایم میل کرد
این متن را میتوانید نوعی تبلیغ فرض کنید...پاسخ این سوال یکی از نوشته های مشروح است که یکی دو روز آینده اینجا میتوانید بخوانید....اما به هر حال به این سوال پاسخ بدهید...
ادامه مطلب
هفته قبل اندکی ساعت آزاد در رصد خانه داشتم.دو پسر نوجوان آمدند رصد خانه و سراغم را از همکاران گرفتند....می خواستند سوالی بپرسند....
ادامه مطلب