تبليغاتX
گلزار ادب
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
کتابخانه

مدتها است که کتابخنه را تکمیل نکرده ام. این بیشتر ناشی از ننوشتن من بوده است تا نخواندنم.به هر حال.اینها لیست کوتاهی از آخرین کتابهایی است که خوانده ام.شما چه؟چی خوانده اید؟بنویسید و با ه لذت خواندن را شریک شویم:

جهانی سازی دیگر/دومینیک ولتون/ترجمه ع.نیک گهر/فرهنگ معاصر/1387/2900 تومان

نگاهی است فرانسوی به جهانی شدن و همزیستی های فرهنگی در جهان .این که می نویسم نگاهی است فرانسوی مهم است...چون واقعا دیدگاه های فرانسویان نسبت به جهانی شدن خیلی با نگاه دیگر اروپایان متفاوت است.آنها کمی جانبدارانه تر و خود دارتر هستند.

شیخ و شوخ/به اهتمام دکتر احمد مجاهد/روزنه/1373/500 تومان

این یک رساله ی انتقادی است بین یک شیخ سنت گرا و شوخی متجدد .این رساله که نام نویسنده ی آن نا مکشوف ات در دوره ی قاجار نگاشته شده و تقریبا با طنز نه چندان ملیح و زیبا بحث درگیری بین سنت و تجدد را بیان کرده است.نویسنده به وضوح تجدد(علمی و اجتماعی)را زیر سوال برده و آن را نفی میکند و به صراحت دارالفنون و ناظم الاطبا و نجم الملک و ...را به باد تمسخر میگیرد...

تاریخ و مسائل زیباشناسی/م بیردزلی و ج هاسپرس/مس حنایی کاشانی/هرمس/1387/1900 تومان

کتابی است کوچک که تاریخ فشرده ای از زیبا شناسی را در خود گرد آوری کرده است. علاوه بر  تاریخچه ی زیبا شناسی مسایل مهم این مقوله و پاسخ های مهم آنها نیز در این کتاب درج شده است.خیلی کتاب جمع و جر و کار آمدی در این راه است.

آگاهی /س.بلکمور/رضا رضایی/فرنگ معاصر/1387/2600 تومان

این کتاب با آنکه متن اصلی آن نسبتا قدیمی است اما خیلی کامل سلول های خاکستری آدمهای این حوزه را قلقلک میدهد. این که یک روانشناس متنی تحقیقی در باره ی چیستی آگاهی و این که آیا این آگاهی برای ما کاری می کند یا نه بنویسد به خودی خود جالب و جذاب هست. خواندنش را به همه ی آنهایی که دغدغه ی دانستن و آگاهی دارند توصیه می کنم.

دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد/آناگاوالدا/الهام دارچینیان/قطره1385/2400 تومان

این کتاب را سحر برایم هدیه آورد. مجموعه ای ازداستانهای کوتاه .داستان هایی پر از عشق.عشق به مثابه زندگی...عشق برای زیبا شدنوبرای جنون برای درد .برای رنج برای زندگی...عشق

پرسش های زندگی/ف.سوتر/ع.محبر/طرح نو/1384/6000 تومان

کتابی است پایه در باب فلسفه.اما با رویکرد زمانی نوین.این کتاب(که تازه دستم گرفته ام)درحقیقت فلسفه را در سالهای اخیر پی میگیرد.وقتی کامل خواندمش شاید بیشتر بنویسمش.

حالا شما....چی خوندید...؟

 

 

|+| نوشته شده توسط محمد رضا نوروزی در 87/06/25 و ساعت  | 
المپیک سبز

المپیک پکن این روز ها با هیا هوی زیادی در حال برگزاری است. این المپیک در پکن یکی از آلوده ترین شهر های حال حاضر جهان در حال برگزاری است اما روی دیگر سکه ی این المپیک سبز بودن آن است. لقب سبز را این روز ها برای بسیاری از فعالیت ها میشنویم و البته می دانید که منظور از این صفت ،دوست محیط زیست بودن است. المپیک پکن و برگزار کنندگان آن خیلی روی سبز بودن آن تاکید دارند. البته هسیتند منتقدانی که این سبز بودن را بیش از آن که نظر قطعی برگزار کنندگان آن بدانند آن را یک پز یا یک نمایش(شو آف)فرض می کنند. البته به اعتقاد من حتی اگر چنین چیزی درست باشد باز هم زهی سعادت که نمایش و پز دادن آدم ها به رعایت استاندارد های محیط زیستی باشد.

 

                                          

یکی از مهمترین مسایلی که در المپیک پکن مورد توجه قرار گرفته است بحث ایجاد گاز دی اکسید کربن است. حجم زیاد رفت و آمد ها و فعالیت های مرتبط با المپیک باعث ایجاد مقدار 1.2 میلیون تن CO2 شده است. دولت چین و برگزار کنندگان المپیک پکن برای به تعادل رساندن این مقدار دی اکسید کربن چند راه کار موازی با هم را انجام داده اند. نخست این که بیش از 1000 واحد صنعتی تولید زغال سنگ را از حدود 2 ماه قبل از المپیک تعطیل کرده اند. از سوی دیگر بیش از 3 میلیون تردد خودرو را در ایام برگزاری المپیک محدود کردند. و در راه کار سوم میلیون ها اصله درخت را در محوطه ی المپیک (المپیک سبز) و اطراف پکن غرص کرده اند.

شهرداری پکن در روز های قبل از افتتاح المپیک 3 خط جدید مترو را برای شهر پکن راه اندازی مکردند تا هم تسهیل رفت و آمد را شاهد باشند و هم اینکه بخشی از الودگی را کنترل کنند.

یکی دیگراز مهمترین مواردی که باعث شده تا این المپیک سبز محسوب گردد رعایت مسایل محیط زیستی  و استاندارد های  سبز در ساخت و ساز ها است. تمام 12 استادیوم جدیدی که در دهکده ی بازی ها برای المپیک ساخته شده است از بالاترین سطح استاندارد های سبز ساختمان سازی پیروی می کنند. مثلا تمام انرژی لازم برای  روشنایی محوطه ی دهکده ی بازی ها توسط ژنراتور های خورشیدی  تامین می شود. البته الکتریسیته ی لازم برای تامین روشنایی داخلی استادیوم اصلی بازی ها ،لانه ی کبوتر، از نخستین مزرعه ی انرژی های بادی پکن که برای این بازی ها طراحی و ساخته شده است تامین می گردد. علاوه بر این ها تمام آب گرم کل دهکده ی بازی ها از طریق انرژی خورشیدی تامین شده است.

ساختمان های زیبا و استادیوم های مهمی در این دور ها از بازی ها توسط برگزار کنندگان و چند موسسه ی تحقیقاتی بزرگ بین المللی نیز اختصاصا برای این باز ی ها احداث شده است که در نوع خود برترین هستند. مثلا استادیوم محل برگزاری بازی های آبی المپیک که به مکعب آبیWATER CUBE معروف شده است  یکی از این نمونه هاست. این مکعب با شکوه تماما با حباب هایی که شکل آنها ملهم از حباب های صابون هستند پوشیده شده اند. جنس این پوشش از پلاستیک های مخصوصی است که جنسشان را اختصارا ETFE (اتیلن تترا فلوئور اتیلن)نامیده اند. این پلاستیک با شفافیت وِزهی خود و نیز سوراخ های بسیار ریزی که دارند باعث تامین بخشی از روشنایی و نیز تصفیه ی نسبی هوای داخل می شود که در نهایت حدود 35 درصد کاهش مصرف انرژی را در بر خواهد داشت.

 

    

   

 مساله ی دیگری که در بازی های المپیک امسال بسیار نقش حیاتی داشته است مساله ی تامین آب بوده است. پکن اصولا شهری است با معضل زیاد تامین آب. یکی از راه کار های برگزار کنندگان برای تامین آب استفاده از باران های سیل آسای فصلی پکن بوده است. اکنون بخش نسبتا زیادی از آب لازم برای آبیاری محوطه ی" المپیک سبز " از همین آب باران جمع آوری شده در فصل قبل تامین شده است.

در منجموع برگزار کنددگان و طراحان دهکده ی المپیک انتظار دارند این دهکده بتواند نمونه ای آزمایشی برای ایده ی شهر سازی جدیدی با نام ، "شهر مطلقا بدون آلودگی" باشد.

 

              

|+| نوشته شده توسط محمد رضا نوروزی در 87/05/24 و ساعت  | 
آلودگی

.

آلودگی مقدمه ای است بر آلاینده ها و ورودشان به محیط .البته موضوع و مقدار آلودگی به شدت به چارچوب های نظری مورد قبول و یا تخمین های اولیه وابسته است.ورود آلاینده ها به هر محیطی باعث  نا÷ایداری آن محیط ، بی نظمی ، تخریب و یا نا آرامی در آن محیط می شود.در اینجا منظور از محیط ،محیط فیزیکی یا محیط زنده است.آلاینده هایی که در محیط رها میشوند میتواند آلاینده های شیمیایی و یا حتی انرژی باشند.مثلا نور و امواج الکترو مغناطیسی یا حتی نویز ها همگی از مصادیق آلاینده می توانند باشند. البته حتما در نظر دارید که ورود این آلاینده ها می توانند کاملا طبیعی باشند منظور از طبیعی بودن،این است که سطح آلاینده ها در حد طبیعی باقی بماند.

گاهی هم مفهوم آلودگی به مقدار نامناسب یک ماده ی غیر آلاینده  مربوط می شود. مثلا آب تمیز به ذاته یک ماده ی آلاینده محسوب نمی شود اما اگر به مقدار نامناسب وارد بدن موجود زنده شود آلاینده محسوب می شود. یعنی اگر یک موجود زنده مقدار زیادی آب مصرف کند آنگاه این مقدار آب می تواند باعث ناراحتی  او شود و به عنوان یک آلاینده برای این موجود زنده مطرح می شود.

از سوی دیگر حضور یک ماده یا انرژی در جایی که غیر نیاز است نیز گونه ای از آلودگی محسوب می شود. مثلا اگر نور مرئی را در محیطی ایجاد کنیم که مثلا برای حیات وحش(حتی از دید روانی)مناسب نباشد حتی مقدار کم آن نیز آلودگی محسوب میگردد.

مهمترین انواع آلودگی

آلودگی هوا

آزاد شدن مواد شیمیایی و ذرات در جو را میگویند .معمول ترین انواع آلاینده های هوا عبارتند از  مونو اکسید کربن ، دی اکسید  گوگرد ، کلرو فلوئور کربن ، اکسید های نیتروژن . این آلاینده ها بیشتر توسط کارخانه ها و وسایل نقلیه ی موتوری ایجاد می شوند. واکنش بین اکسید های نیتروژن و نور خورشید نیز باعث به وجود آمدن برخی از آلاینده ها در جو هستند.

آلودگی آب

 

رها کردن آلاینده های شیمیایی در آب های سطحی و روان و یا ورود و نشت آلاینده ها به منابع آب زیر زمینی ، دریا ها و...را آلودگی آب می نامیم.

آلودگی خاک

وارد کردن آلایند ها به خاک و یا انبار سازی نا مناسب آنها در زیر خاک باعث آلودگی خاک می شود..مهمترین آلاینده های خاک عبارتند از :هیدرو کربن ها ، فلزات سنگین ، MTBE،هیدرو کربن های کلرینه ، سموم گیاهی .

آلودگی رادیو اکتیو

این نوع آلودگی از قرن 20 شکل گرفته است.مثلا با آغاز به کار راکتور های اتمی  و نیز آغاز تحقیقات بر سلاح ای اتمی .تابش های آلفا و نمونههایی از این دست مهمترین تابش ها و آلاینده های رادیو اکتیو محسوب می شوند.

آلودگی نویز(صوتی)

آلودگی ای که ناشی از نویز های  صنعتی  و یا فعالیت های مدرن بشری محسوب می شوند یکی از مهمترین ، ساکت ترین و البته خطرناک ترین آلودگی های عصر صنعتی  است .مهمترین انواع این نویز ها  عبارتند از نویز های خیابانی ، نویز های هواپیما ها  و نویز های صنعتی .برخی از نویز ها حتی قابل شنیدن نیستند اما می توانند اثرات مخرب بسیاری بر حیات ما و دیگر موجودات زنده دارند. مثل نویز های فراصوتی.

 

آلودگی نوری

نور های خیره کننده ، نور های

خش در آسمان و نور های زیاد با کیفیت نامناسب همگی مصادیق بارزی از آلودگی نوری محسوب میشوند. این نوع آلودگی و آلودگی رادیو اکتیو مهمترین آلودگی های عصر مدرن محسوب میشوند و البته خاموش ترین نوع از مجموعه ی آلودگی ها نیز به حساب میآیند.

آلودگی بصری

 

آلودگی بصری مفهومی جدید است که البته از دیر باز وجود داشته است. وجود عناصر بصری نا همگون با محیط پیرامون و یا انباشت زیادی از المان های بصری را به این ناتم می شناسند.بیلبورد ها ، تخریب های طبیعی ، دکل های فشار قوی برق و ...نمونه هایی از آلودگی بصری محسوب می شوند.

آلودگی گرمایی

تغییرات دمایی شدید و یا آهسته،در تمام محیط را آلودگی دمایی(گرمایی)می نامند. این نوع تغییرات دمایی شامل تغییرات دمای آب یا هوا و یا حتی خشکی ای که در اثر فعالیت های بشر ایجاد میشوند است.

در سال 2007 میلادی آلوده ترین مناطق کره ی زمین بر اساس تعاریف آلودگی ای که در بالا ذکر شد کشور های آذربایجاتن،چین،هند،پرو،روسیه،اوکراین و زامبیا معرفی شده اند(Blacksmith Institute)

مهندس درویش عزیز نیز چندی قبل مطلبی با همین عنوان نوشته است.

 

 

 

|+| نوشته شده توسط محمد رضا نوروزی در 87/05/11 و ساعت  | 
او سرشار بوده
این تصویر و متن مربوط به آن را اول دیشب در باغ بهار دیدم.بعد رفتم  متن اصلی را خواندم...نمی دانم چه می توان گفت و چه میتوان(یا می شد)گفت و انجام داد...او ۱۳ سال داشته...لحظات آخر را از دیگران می خواسته تا از او دور شوند تا استراحت کند. در روز اول نگران دیر شدن مدرسه اش بوده...او سرشار بوده از زندگی و زنده بودن...او ۱۳ ساله بوده و لحظاتی پس از این عکس مرده.همین

         

|+| نوشته شده توسط محمد رضا نوروزی در 87/05/09 و ساعت  | 
ما و دیگران
دو روز بود کبا شاهین و مارتین در تهران میچرخیدیم...به دو دلیل:یکی این که حوصله مان سر رفته بود.دو این که مارتین کمی تهرانگردی کند و تهران را ببینید. در این بین برایم جالب بود که دیدگاه های مارتین را در بارهی شهرم بدانم و ان بخشی از آنها است:

۱- کوچکی بیش از حد مغازه ها در بیشتر پاساژها و مراکز خرید برایش عجیب بود.

۲-اینکه چرا در تهران این همه مغازه هست.به عبارتی از این که بر هر خیابان مغازه وجود داشت شوکه بود.

۳-لباس های زنانه(که در مغازه ها بود)برایش جالب بود.به خصوص تنوع رنگ آمیزی و طرح و مدل های آن.

۴-از نبود لباس های مردانه ی متنوع و البته از آن مهمتر ،ایرانی(منظورم مارک های ایرانی نیست بلکه مدل ها و طرح های ایرانی برای مردان) متعجب بود.

۵-اختلاف ظاهر ایرانیان در خانه و در خیابان خیلی برایش تعجب آور بود(مارتن هر دوشب در مراسم میهمانی عقد و عروسی بود)

۶-از اینکه نمی توانست به سادگی از ایرانیان در خیابان(مونث و مذکر...فرقی نداشت) عکس بگیرد متعجب بود.

۷-از این حس فراگیر مالکیت خصوصی بر هر چیز تعجب کرد.به خصوص وقتی روز دوم درموزه ی سعد آباد(موزه ی آثار ملل) متوچه شد آن همه آثار گرانبها جزء کلکسیون شخصی فرح پهلوی بوده است...

...

دیدگاه های جالبی است....فقط برای دانستن نوشتمشان

 

|+| نوشته شده توسط محمد رضا نوروزی در 87/04/28 و ساعت  | 
آیا واقعا خواستن, توانستن است؟

این عکس زیبا است؟ فکر میکنید به خاطر چه چیز این عکس را اینجا قرار داده ام؟خود عکس....عکاس آن و یا....دوربینی که با آن عکاسی انجام شده است؟

 

                                             

 

 

عکاس این عکس فردی است به نام "میروسلاو تیچه"...نمی شناسیدش نه؟من هم نمی شناختم و حتی برایم هم مهم نبود بشناسمش اما پس از خواندن شرح حالش برایم آدم مهمی شد....

بر اساس آنچه در سایت او آمده ، میروسلاو تیچه متولد سال 1926 در کیوف موراویا است. او پس از اتمام تحصیلات آکادمیک خود در مدرسه ی هنر ی پراگ  به زندگی ایزوله و منزوی روی آورد .در دهه ی 50 میلادی او در تنهایی مطلق  به سر برده و به نقاشی روی آورده بود. زندگی ای دیوژن وار.از اواخر دهه ی 60 میلادی عکاسی را (عمدتا)با تصویر برداشتن از زنان برهنه و نیمه برهنه ی منطقه سکونتش آغاز کرد. البته با یک ویژگی منحصر به فرد. او بسیار فقیرانه و محقرانه زندگی می کرد بنابراین تهیه ی دوربین برای او تقریبا غیر ممکن بود. اما عشق به عکاسی کار خود را کرد. او با همه ی آت و آشغال(به تمام معنی آت و آشغال) های پیرامون خود یک دوربین عکاسی تهیه کرد....یک دوربین عکاسی واقعی ....تاریک خانه ای هم در منزل خود ساخت و...عکاسی را آغاز کرد....او نمونه های متوعی از دوربین و لنز نیز تهیه کرد....لنز های تله....لنز های واید ودیگر ابزار ها ی عکاسی.با کیفیتی نسبتا مناسب.

 

 

         

 

 

او تا کنون بیش از 15  نمایشگاه فردی و 14 نمایشگاه گروهی را در گوشه و کنار دنیا تجربه کرده است...در گالری های باشکوه و مطرح دنیا کار هایش را به نمایش در آورده .فیلم مستندی نیز از زندگی و فعالیت هایش تهیه کرده است....خلاصه که امروزه عکاس مشهوری شناخته می شود و البته هنوز هم با دوربین های خودش عکاسی می کند.

برای دیدن دیگر فعالیت های این عکاس به اینجا نگاهی بیاندازید.

|+| نوشته شده توسط محمد رضا نوروزی در 87/04/17 و ساعت  | 
جشنواره ی ساعت آفتابی
امسال یک برنامه ی بسیار زیبا و مهیج برای جشنواره ی ساعت آفتابی در اصفهان خواهد بود. مجری آن مرکز نجوم ادیب است و همه با هم می توانیم در این برنامه ی زیبا و مهیج شرکت کنیم....برای اطلاعات بیشتر به سایت مرکز ادیب مراجعه کنید.

در ضمن خیلی خوب است که خبر و لینک مربوطه را در وبلاگ هایتان بگذارید تا از این برنامه حمایت کرده باشیم.

در ضمن دیگر این که سایت شاخص هم آغاز به کار کرده. می توانید به آن مراجعه کنید و از اطلاعاتش استفاده کنید. در ضمن حتما برای شاخص عکس و مقاله و...بفرستید(به آدرس من هم بفرستید از آنها به نام خودتان استفاده خواهیم کرد)

|+| نوشته شده توسط محمد رضا نوروزی در 87/03/25 و ساعت  | 
اروند رود در تاریخ

پنجشنبه صبح در برنامه ی "روز از نو"  که به تازگی از شبکه 2 سیما پخش می شود شرکت کردم.(احتمالا از این پس در این برنامه بیشتر خواهم بود)از آنجا که فردای آن یعنی جمعه  3 خرداد برابر با سالروز آزاد سازی خرمشهر بود مناسب دیده شد بحث گردشگری را با خرمشهر آغاز کنیم.از آنجا که اصولا برنامه های رادیویی و تلویزیونی خود را معمولا (و همواره)با سبک و سیاق خود جلو می برم در این برنامه هم تصمیم گرفتم تا بحث گردشگری در خرمشهر را با اروند رود پیوند بزنم.این رود را دیده اید؟واقعا رود با شکوهی است و البته در نبرد های پیاپی ایران و عراق و نیز در تاریخ ایران باستان نیز نقش مهمی داشته است.در خلال برنامه به اختصار گفتم که این همان شط العرب ی است که گاهی در جای های دیگر اعلام می شود و نیز این که اروند رود یکی از رود های مقدسی است که در اوستا به آن اشاره می شود.البته از آنجا که برنامه ی تلویزیونی مذکور یک برنامه ی عامه وبه نوعی یک جنگ صبحگاهی است اسناد این گویه های خود را اعلام نکردم(و البته بیشتر به دلیل کم بودن وقت و ریتم تند برنامه).انتهای برنامه یکی از همکاران نوشته شده ی یک تماس تلفنی از سوی یکی از بینندگان  که خود را ناشر کتب زرتشتی معرفی کرده بود را به من داد . این بیننده چند نکته را اعلام کرده بود(با لحنی نسبتا تند)یکی این که من در برنامه به اشتباه خالق نقاشی های دیواری مسجد جامع خرمشهر را استاد چلیپا اعلام کرده ام...و البته این را خود ایشان نمی دانستند بلکه یکی از میهمانان برنامه اعلام کرد که خالق این نقاشی های باشکوه استاد پلنگی است .

اما دو نکته ی دیگر هم به شدت مورد اعتراض ایشان بود.یکی این که در اوستا اصلا از اروند رود نام برده نشده است و دیگر این که شط العرب با اروند رود متفاوت و متمایز است.در زیر نوشته ی کوتاهی را می آورم مستند به خوانده هایم تا این دو ایراد را برطرف کرده باشم.(و البته نه به منظور پاسخ گویی به این بیننده ی نه چندان مطلع)چون بعید است او این جا را بخواند.

 

در اوستا واژه ی "ائورونت" به معني تند و تيز و چالاک و توانا و دلير و پهلوان آمده است و در آبان يشت بند 131 (و چند جای دیگر) آمده و در تفسير پهلوي اين کلمه را "اروند" ترجمه کرده اند. (يشت ها تاليف پورداود ج 1 ص 224 و ج 2 ص 327). همینطور به معنی "نيرومند" هم استفاده شده است. (فرهنگ اسدي نخجواني

و اما با مفهوم رود اروند در جای های گوناگون مفاهیم گوناگونی را از آن بیرون کشیده اند.مثلا: دجله . (فرهنگ اسدي ) . دَگله . دجله بغداد. (برهان ) (جهانگيري ). اراوند. (تحفةالسعادة) (برهان جامع(

اما در ادبیات تاریخی ایران نیز بار ها به اروند اشاره شده و در بر خی از آنها به همسانی دجله(شط العرب) و اروند اشاره های بسیار دقیقی شده است:

به اروند رود اندر آورد روي
چنان چون بود مرد ديهيم جوي
اگر پهلواني نداني زبان
به تازي تو اروند را دجله خوان .

فردوسي .


چنان ديد کز تازيان صد هزار
هيونان مست و گسسته مهار
گذر يافتندي به اروند رود
نماندي برين بوم و بر تارو پود...

فردوسي .


خروش آمد از راه اروند رود
بموبد چنين گفت هست اين درود...
چو بر دجله بر يکدگر بگذرند
چنان تنگ پل را به پي بسپرند.

فردوسي .


فريدون که بگذشت از اروند رود
همي داد تخت مهي را درود.

فردوسي .


فرستاده از دين بکشور درود
گشاينده بي کشتي اروند رود.

اسدي .


دار اروند رود را برياد
که به تازي بود شط بغداد.
صاحب فرهنگ منظوم (از جهانگيري)

 

در ابیات بالا به خوبی اهمیت اروند رود و نیز در دو جا به روشنی همسانی اروند و دجله را می توانید ببینید(به خصوص در ذهن داشته باشید که دجله را در بسیاری از متون قدیمی(و البته بر خی متون جدید عربی)به نام شط العرب می خوانند.

استاد کزازی نیز این معنی را درست میداند:

 اروند به چم ( معنای ) « تند و تیز » است و چون این رود از کوه های پر شیب ترکیه سرچشمه می گیرد و بسیار خروشان است، بدین نام خوانده می شد. نام تازی دجله نیز به همین چم است ( ر.ک : نامه باستان، میر جلال الدین کزازی، جلد یکم، ص 307 (


در فصل سوم بهمن یشت هم این مفهوم به خوبی نمایان است: بند 5 از اروند و فرات و اسورستان نام برده شده است . دربندهاي 21 و 38 باز اسم اروند آمده . بهمن يشت مخصوصاً از آخرالزمان بحث مي کند و يکي از علائم ظهور سوشيانس (موعود زرتشتي ) را جنگي که در عراق واقع خواهد شد،مي داند، بنابراين اروند در آنجا کليةً به معني دجله است . در (دادستان دينيک ) فصل 92 بند 2 آمده است : "آبي که از اردويسور ناهيد مي ريزد به اندازه همه آبهائي است که در جهان جاري است به استثناي اروند... محل اردويسور در سپهر است" در اينجا نمي توانيم بگوئيم که از اروند، دجله اراده شده است يا آنکه به جاي رنگها (ارنگ) استعمال شده که انگار رودي در مشرق ايران است . در (آفرين هفت امشاسپند) آمده : "بشود که اورونت داراي تمام قوت ها شود". اشپيگل  کلمه ی اورونت (اروند) را همان ارنگ بندهش و "رنگهاي" اوستا می داند . انکتيل دپُرون آن را با "سيردريا" يکي مي داند. مي توان گفت که متاخرين اشتباهاً کلمه اروند را در پهلوي بجاي کلمه "اَرَک" يا "ارنگ"استفاده کرده اند، چه (زادسپرم ) به عينه مانند بند اول از فصل بيستم بندهش از دو رود اوستا(رنگها) و (ونگوهي ) نام برده گويد از شمال کوه البرز دو رود بيرون مي آيد ولي بجاي آنکه مثل بندهش بيکي از اين دو رود ارنگ و بديگري وه روت اسم بدهد اولي را ((اروند)) و دومي را ((وه )) مينامد: وجه تسميه دجله باروند (ائورنت اوستا) بمناسبت شکوه و بزرگي و تندي رود مزبور است . (يشتها تاليف پورداود ج 1 صص 223 - 225 و ج 2 ص 327(

حمد الله مستوفی در نزهة القلوب، (جلد 3 صفحات 214 و 215 ) پس از آنکه توضیحاتی در باره ی به هم پیوستن دجله و فرات می آورد می نویسد:"آب هایی که از می خوزستان در می رسد به آن جمع گشته شط العرب شود ... و فرس آن را اروند رود می خواند.

|+| نوشته شده توسط محمد رضا نوروزی در 87/03/04 و ساعت  | 
نقالی رومئو و ژولیت
توی این روز های زیبای بهاری که هوا هنوز خنکه و امروز داره بارون زیبایی میباره دیدن یک تئاتر بسیار بسیار زیبا رو به همه توصیه میکنم."مجلس نقالی رومئو و ژولیت".واقعا لذت بخشه....من دیروز بعد از ظهر با هادی رفتم اما هفته ی بعد باز هم خواهم رفت...کی پایه ی آمدن و دیدن این نمایش زیباست؟قرارمون برای دوشنبه ی آینده....

|+| نوشته شده توسط محمد رضا نوروزی در 87/02/25 و ساعت  | 
حکیمانه ها ی خاص

هفته ی گذشته چند جمله ی حکیمانه به هنگام بیماری شدیدم و البته سفر بسیار زیبایم به ارومیه خواندم و شنیدم.دو تا از آنها را واقعا پسندیدم.با من شریک باشید:

1-بزرگترین مخلوق بشر،خدا است.

2-رفتن از ایران خیانتی است به مملکت و خدمتی است به بشریت.(کپی رایت این جمله از آن هادی است)

|+| نوشته شده توسط محمد رضا نوروزی در 87/02/15 و ساعت  | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar